خلاصه داستان : وقتي ياغمور بچه بود مادرش به آسايشگاه رفته.. ياغمور جوان باهوش، مهربان و سرزنده شده ملک دختر جوون لجباز و عادلي هست که به طبيعت علاقه زيادي داره..کسي که قلب اين دو جوون رو به هم ميرسونه کسي نيست جز مادر ملک، رقيه...رقيه که به خاطر عصبانيت از دست دختر و داماد بزرگش به آسايشگاه...
-
-
-
-
4 بار نامزد دریافت جایزه
