خلاصه داستان : سوفی واکر 19 ساله ، روز درگذشت مادرش با مادرش دعوا می کند. سوفی بویژه ویران شده است زیرا او عذرخواهی کرده و آنرا تشریح کرده است اما مادرش هرگز متن را پیدا نکرده است. سوفی به عنوان یک کارگر به یک اردوگاه تیراندازی با کمان در تابستان می رود تا از دست دادن او...
After a tragedy, Sophie attends a summer camp where she encounters some camp bullies. But when Sophie joins the archery team, the girls form a tight squad led by their coach Percy. Along the way, Percy also helps Sophie come to terms with the loss of her mother, in an unexpected and magical way.
