خلاصه داستان : مارکوس دی والمورین که در سال هزار و هفتصد و پنجاه و نه میلادی در بستر مرگ میباشد با نوشتن وصیتنامه توصیه میکند که دویست سال بعد وصیتنامه گشوده شود. اکنون در سال هزار و نهصد و هفتاد و پنج میلادی، نوادگان او از سراسر جهان گرد آمده اند تا .....
The old Valmorin died 200 years ago. The notary tells the family about the inheritance: the one who is terminally ill will receive the money. They all try their luck with getting ill before the other so one family member pretends to be deaf, another pretends to have a terrible back ache and so on...
