فیلمی درباره ی تیموتی تردول، بازیگر و جانورشناس آماتور، که عشق و علاقه اش به خرس های قهوه ای به مرگ خشن و وحشتناکش منجر شد...
برای 13 تابستان متوالی، تیموتی ترادول آمریکایی به کاتمائی در شبه جزیره آلاسکا نقل مکان کرد تا به بهانه مطالعه و محافظت از آنها در میان خرس های گریزلی زندگی کند. در سال 2003، وی و دوست دخترش امی هاگنارد به طرزی غیر منتظره توسط یک خرس مورد حمله قرار گرفته و خورده شدند. ورنر هرزوگ به نحوی به بیش از یکصد ساعت از فیلمهای گرفته شده توسط تیموتی دست یافت و آنها را در این مستند که نشان دهنده زندگی و مرگ تیموتی ترادول بود را منتشر کرد.
برداشتی ویرانگر و دلخراش از فعالان خرس گریزلی، تیموتی تردول و آمی هوگنارد، که در اکتبر 2003 در حالی که در میان خرس های گریزلی و..
مستندی درباره متخصص خرسهای گریزلی "تیموتی تردول" که به آلاسکا سفر می کند تا درباره آنها مطالعه کند.او در سال 2003 به همراه دوست دختر خود به وسیله یک خرس وحشی کشته شد...
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
تیموتی تردول به مدت سیزده سال به یک پناهگاه حیات وحش آلاسکا در جزیره کودیاک رفت و چادر خود را به تنهایی - و آخرین دو بار با یک دوست دختر (ایمی هوگنارد) - که تابستان ها را در میان خرس های بزرگ گریزلی گذراند ، برافراشت. بقیه سال او به مدارس می رفت و "رایگان" فیلم هایش را از خرس ها و کارهایش نشان می داد. هنگامی که آخرین تابستان های او به پایان رسید او و دوست دخترش در میان گریزلی ها همانطور که همیشه می دانستند - و حتی دیوید لترمن نیز به این موضوع اشاره کرده بود - جان خود را از دست دادند. فیلمساز ورنر هرتزوگ ، دانشجوی دیرینه تنهایی های عجیب و غریب عجیب و غریب در تلاشهای قهرمانانه محکوم به فنا ، زندگی و شخصیت Treadwell را به عنوان موضوع یک مستند نادر و قدرتمند به عهده گرفته است.
در قلب "مرد گریزلی" جمع آوری های انتخابی هرتسوگ از فیلم Treadwell وجود دارد که هر دو خرس و شیاطین خود را به یادگار گذاشت. هرتسوگ مصاحبه هایی را با زنان در زندگی تریدول ، با پدر و مادرش ، با خلبانی که او را به اردوگاههای خود به آنجا و از آنجا برد و بعداً بقایای خود و دوست دخترش را پیدا کرد ، مصاحبه کرده است و با فرانک فالیکو ، غیر عادی دلسوز و حساس - و شاید کمی لونی - پزشک قانونی که این موارد را بررسی کرده است. کارگردان همه اینها را با روایت صریح و غیرمتعارف خودش پیوند داده است. نتیجه یک نگاه هوشیار نادر به جنبه های وهم آورتر روابط انسان با حیوانات وحشی است.
در بعضی مواقع هرتزوگ با دلسوزی دلسوزانه تریدول را با ستاره اصلی سابق خود و شریک جنجالی ، کلاوس کینسکی بازیگر عجیب و غریب دیوانه پیوند می دهد. مثل کینسکی تردول در یک مجموعه فیلم خشمگین بود. اما مجموعه او در فضای باز بود و هیچ کارگردانی نبود که بتواند با او بازی کند. شرکای سرسخت او طبیعت و روان آشفته خودش بودند. طبیعت البته شامل شاهدان زنده ای بود که از جمله آنها خرسهای گریزلی است که می داند می توانند او را بکشند. او بارها و بارها به دوربین می گوید که چقدر آنها را دوست دارد. او عاشق روباه های لطیف و کوچکتر در نزدیکی چاله هایشان است که در نیمه های دوم اقامت در تابستان چادرهای خود را برپا می کند. او به دوربین می گوید شما باید با خرس ها محکم باشید ، و او می گوید که می داند چگونه آنها را اداره کند ، حتی اگر او بارها و بارها می گوید می داند ممکن است در آنجا بمیرد. او قمارباز است. آیا او یک انسان پیچیده است ، یا فقط یک آدم گیج است؟ آیا او شجاع است ، یا فقط احمقانه است؟ هدف او از گذراندن این همه وقت در میان گریزلی ها چیست؟ آیا او در حال جمع آوری اطلاعات یا پناه بردن در میان موجوداتی است که نیازی به آنها ندارد ، فقط با یک فاصله ایمن از آنها فاصله دارد (اگرچه او به طور مداوم به خرس ها نزدیک تر از قوانین پارک و حس خوب است)؟ او سبک و رسایی نرم و صریح دارد و حتی می گوید آرزو می کند کاش همجنسگرا بود. اما او همچنین به طور شرم آور و خسته کننده ای علیه دشمنان غیبی ، شکارچیان غیرمجاز ، گشت و گذار ، محیط بانان ، شکارچیان ، مقامات پارک ، و کل دنیای مستقر شهری که از آن به این دنیایی که ایده آل می کند و کورکورانه کامل می بیند ، خشمگین و خشمگین می شود. همانطور که هرتسوگ یادآور می شود ، تردول سعی داشت بی رحمی طبیعت را نادیده بگیرد ، و هر زمان که در چهره او بود - مانند زمانی که خرس ها در طلسم خشک گرسنه می شدند و بچه های خود را می خوردند - او سعی کرد طبیعت را دستکاری کند تا زشتی را از بین ببرد. او نه به خرسها بلکه به خدایان باران تقصیر می کند.
تیموتی جوان طبق گفته والدینش یک پسر معمولی بود که از کودکی حیوانات را دوست داشت و بورس تحصیلی غواصی به دانشگاه می رسید. اما او کمر خود را مجروح کرد و دانشگاه را ترک کرد و مشروب خورد و هنگامی که برای بازیگری به لس آنجلس رفت و در Cheers نقشی نداشت ، "بهم پیچید". او هرگز رابطه پایدار با زنی نداشت و نوشیدن مشروبات الکلی جدی و مداوم می شد. بیهوده برنامه ها ، جلسات ، نظم و انضباط شخصی را امتحان می کرد - اما مشروبات الکلی ادامه داشت و او را می کشت. سرانجام او برای گریزلی ها و روباه ها هوشیار شد. او تصمیم گرفت زندگی خود را وقف آنها کند و به آنها قول داد که پاک و سالم خواهد بود. معجزه بود با این وجود او نه تنها جنون-افسرده بلکه منفعل-پرخاشگر باقی مانده است ، زیرا تناقض های او بین اظهار لطیف عشق به حیوانات و خروج ویتوریول در برابر جهان متمدن ، گواهی می دهد.
اظهارات عشق با صدای نرم تردول و شیرینی در میان گریزلی ها بسیار زیبا خواهد بود - اگر چنین رفتاری ، در دنیایی با خطر جسمی شدید ، احاطه شده توسط جانوران سنگین چوبی با دندانهای عالی و چنگال های بلند ، در حالی که برای دوربین با کلاه و باندانا و قفل های طلایی در یک دوجین جایگزین می شود طول می کشد - از نظر جنایی احمقانه و غیر مسئولانه نبودند. هرتسوگ هیچکدام از اینها را در عکس پرتره خود پنهان نمی کند ، که هم دلسوزانه و هم بی رحمانه است.
با گذشت سال ها ، مرد گریزلی سخت تر و دشوارتر می توانست انتقال به تمدن را انجام دهد. در آخرین فرصت ، یک مقام فرودگاه با زیر سوال بردن اعتبار بلیط خود او را عصبانی کرد و او با دوست دخترش - که از خرس می ترسید - برگشت. - و به "پیچ و خم" ، خطرناک ترین اردوگاه تابستانی او بازگشت ، زیرا در فضای باز نبود ، جایی که خرس ها می توانستند او را ببینند و پاک شوند ، اما در میان سوراخ های خود و برس بود. دیرتر از آن بود که بماند و خرس هایی که او می شناخت و نامی برای آنها داشت در حال خواب زمستانی بودند و حیوانات ناشناخته و خصمانه و تند و زننده جدید جای آنها را گرفتند. او همچنین باید ناامیدتر باشد ، شاید بیشتر بی خیال تر باشد؟ خرسی را می بینیم که احتمالاً او و زن را بلعیده است.
هرتسوگ به همه چیز دسترسی دارد ، حتی یک نوار فقط صوتی از مرگ واقعی گریزان تیموتی و ایمی. هرچند او ما را امان می دهد.
در حالی که هرتزوگ فیلم خود را با بیان آغاز می کند ، تیموتی تردول از یک مرز بین حیوان وحشی و انسان عبور کرد که هرگز نباید از آن عبور کرد. این خطی است که بسیاری دیگر از فیلمهای "طبیعت" و "حیات وحش" با احساس لمس دیگر عبور می کنند. به "راهپیمایی پنگوئن ها" مراجعه کنید و یک مثال برجسته خواهید داشت. قرار نیست "گریزلی من" در مورد گریزلی باشد. این درمورد مردانی است که از این مرز عبور می کنند - که به دلیل دلایل اشتباه خود ، برای تأمین نیازهای ناکارآمد خود ، طبیعت را اشتباه درک می کنند.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
از صحنه اول "مرد گریزلی" مشخص شد که من در حال تماشای فیلم های خام یک بیمار روانی هستم. با توجه به اینکه قسمت عمده فیلم متشکل از تیموتی تردول است که با دوربین صحبت می کند ، برای قسمت اعظم فیلم ، شما مخاطب ، از یک برخورد خام با یک دیوانه به دنبال سرگرمی یا روشنگری هستید. گردشگران قبلاً از خوابگاههایی مانند بدلم دیدن می کردند. هنگام تماشای مرد گریزلی نگران کننده ، از خودم پرسیدم ، آیا من از آن توریست های وحشتناک در بیدلام بهتر نیستم؟ "گریزلی من" نیز به سرعت حیرت انگیز و کسل کننده شد. من می گویم "شگفت آور" زیرا شما تصور نمی کنید که فیلمی که چنین برخورد برهنه ای را نشان می دهد - انسان در برابر طبیعت ، یا به درستی ، طبیعت در برابر انسان - خسته خواهد شد. اما افراد روانی اغلب کسالت آور هستند و تردول که در ذهن ناراحت ، محدود و بن بست خود گم شده بود ، مرا خسته کرد.
من مجبور شدم راهپیمایی اجباری را از طریق خستگی انجام دهم. و من از مرد گریزلی قدردانی کردم به عنوان چیزی که اصلاً به بازار عرضه نمی شود اما قطعاً همینطور است. بیشتر در این باره ، در زیر.
تیموتی تردول یک بازیگر پسر و بور بود که سیزده تابستان را در کمپ زدن بدوی در میان آنچه بزرگترین گوشتخوار زمین لقب گرفته است خرس های گریزلی جزیره کودیاک گذراند. (خرس های قطبی همچنین گاهی اوقات به عنوان بزرگترین گوشتخوار زمینی نیز شناخته می شوند ؛ بگذارید خرس ها آن را برای کسب عنوان در میان خودشان برپا کنند.) Treadwell و همراه بلوند بیدش ، Amie Huguenard (شما نمی توانستید این نام ها را بیان کنید) کشته و بلعیده شدند توسط یک خرس گریزلی ؛ صداهای آن حمله توسط دوربین Treadwell ضبط شد (درپوش لنز روشن بود. ... نمی توان به شوخی غم انگیز و مریض فکر کرد که این ممکن است القا کند.) من همه چیز را می دانستم ، از یک "Vanity" طولانی عادلانه "افشا؛ فکر کردم از مرد گریزلی چی می توانم بگیرم؟ ورنر هرتزوگ حداقل تفسیر را اضافه می کند. در بیشتر موارد ، شما فیلم های فیلم گرفته شده توسط خود تردول ، از خود تردول را مشاهده می کنید. چند صحنه کوتاه از خلبان بوش وجود دارد که Treadwell را به داخل و خارج از آخرین اردوگاه خود پرواز کرده است ، پزشکی قانونی که "چهار کیسه زباله پر از بقایای انسانی" را که از روده گریزلی قاتل کشیده شده بود ، یک متصدی موزه گریزلی بومی آمریکا ، بررسی کرد. پدر و مادر حومه و عادی تردول ، دوست دختر او ، جول پالواک ، دوست پسر از کالیفرنیا. هیچ کس نظریه کلان و بزرگی را پیش نمی برد. Treadwell pere نشان می دهد که از دست دادن نقش متصدی بار در "سلام" ، که به وودی هارلسون رفت ، پسرش را به یک مارپیچ رو به پایین سوق داد.
با توجه به کمترین تفسیر ، بینندگان ناگزیر از Treadwell تفسیر می کنند دستور کار خودشان راش-لیمبو ، انواع بهره برداری از زمین ، تردول را به عنوان "واكو دوستدار محیط زیست" تقبیح خواهند كرد. البته این اشتباه است. Treadwell به همان اندازه که محمد عطا با خلبانی ایمن هواپیما ارتباط دارد با محیط زیست واقعی ارتباط دارد.
Treadwell یک متخصص محیط زیست نبود. او نمادی از مرز نبود. او مرد شیفته عشق نبود. آنچه Treadwell بود ، خودشیفته بود. آیا هرتسوگ این را از دست داده است؟ نمی دانم هرتسوگ یک بار از کلمه "خودشیفته" استفاده می کند یا نه. اما چیزی که باعث شد مرد گریزلی در نهایت ارزش تماشای آن را داشته باشد ، ارائه آن - شاید غیر عمدی - بود ، ارائه یک مطالعه موردی کلاسیک از خودشیفتگی.
کلمه "خودشیفتگی" بسیار دور می زند ، غالباً به طرقی که معنای واقعی آن را پنهان می کند. خودشیفتگان افرادی نیستند که بیش از حد خودشان را دوست داشته باشند. در واقع ، خودشیفتگان واقعی به هیچ وجه خودشان را دوست ندارند.
خودشیفته ها از خود متنفرند و به هر قیمتی از هرگونه برخورد با خود واقعی خود جلوگیری می کنند. خودشیفته ها به دنبال برخوردهای تصنعی و مصنوعی هستند که آنها را تنظیم و کنترل می کنند ، در این صورت می توان آنها را به عنوان موجوداتی برتر دانست که می خواهند درک شوند.
بر خلاف تردول ، بیشتر خودشیفته ها خود را ایجاد نمی کنند درام با تعامل با حیوانات وحشی. بیشتر افراد خودشیفته با تعامل با افرادی که می توانند آنها را گول بزنند ، دستکاری کنند و کنترل کنند ، نمایش های خود را ایجاد می کنند. به همین دلیل ، افراد خودشیفته غالباً با افرادی ارتباط برقرار می کنند که تصور می کنند از هوش کمتری نسبت به خودشان برخوردار هستند یا از یک نظر ضعیف ترند. خودشیفتگان اغلب به دنبال کودکان ، بیماران یا فقیرانی هستند که آنها را در تولیداتشان به عنوان شخصیت انتخاب می کنند.
در هر برخورد ، خودشیفت به دنبال صمیمیت نیست ، نه با خود و نه با خود. دیگر؛ خودشیفته از حداکثر سرعت در تماس با خود و دیگری فرار می کند.
من نمی توانم به عنوان یک کپسول بزرگتر از خودشیفتگی تصویری که در "مرد گریزلی" رایج است ، فکر کنم. تردول دوربین خود را روی سه پایه تنظیم می کند ، و سپس جلوی دوربین می ایستد و از خودش فیلم می گیرد ، در حالی که گریزلی در پس زمینه قرار دارد.
Treadwell به طور تکراری درباره چه مرد بزرگی ادامه دارد و ادامه می یابد ، صریحاً گفت "من یک انسان بزرگ هستم. من کار بزرگی انجام می دهم. هیچ کس این گریزلی ها را دوست ندارد اما من. هیچ کس از این گریزلی ها محافظت نمی کند اما خدا از من بسیار خوشحال است" - او واقعاً اینگونه حرفها را می زند. و بخش واقعاً گویای این کاراکتر مثلث این است - هیچ کس آنجا نیست. مخاطبی وجود ندارد. تردول از خودش فیلمبرداری کرد بدون اینکه افراد دیگری در اطراف باشند. گریزلی وجود ندارد. تردول اصلاً این حیوانات را درک نمی کرد. او احساساتی را به آنها نسبت داد که آنها احساس نمی کنند. و هیچ Treadwell وجود ندارد. این مردی است که آخرین نفس خود را در مقاومت در برابر هرگونه مواجهه واقعی با خودش صرف کرده است.
صحنه ای وجود دارد که در آن تیم تردول واقعی ظاهر می شود. او سیل بدرفتاری لفظی خشن را علیه محافظان واقعی گریزلی ها ، بخش پارک ها آزاد می کند. اگر می خواهید روح کتان واقعی یک خودشیفته را ببینید ، آن صحنه را بگیرید.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
گاهی اوقات فیلمی ارائه می شود که به حدی عملی است که لازم است دائماً به خود توصیه کنید که فقط یک فیلم است. "مرد گریزلی" معکوس خاص آن است. این یک روایت است، با این حال در سیاره ای که ما در آن زندگی می کنیم، پذیرفتن وجود مردی مانند تیموتی تردول چالش برانگیز است. تردول یک لابی گر خرس کوهستانی بود که اشتیاق خود را برای خرس ها به سطحی رساند که مانند هیچ فرد دیگری نبود. به مدت 2 تا 4 ماه یکباره، تردول در شمال منجمد اردو می زند و در میان خرس ها کاملاً بدون سلاح زندگی می کند، آنها را تماشا می کند و با آنها معاشرت می کند. در اکتبر سال 2003 تردول و نیمه بهترش امی توسط یک خرس کشته و خورده شدند. رئیس ورنر هرتزوگ درگیر فیلم فردی تردول و همچنین ملاقات با عزیزانش برای ساخت این مستند شد.
تردول بارها و بارها در طول فیلم ادعا می کند که او "تنها کسی است که از این خرس ها محافظت می کند" و او مقامات زندگی رام نشده را به خاطر عدم رسیدگی به کارشان محکوم می کند. با وجود این، هرگز مشخص نمیشود که چگونه تردول واقعاً از خرسها محافظت میکند، یا اینکه آنها حتی نیاز به ایمن دارند، زیرا در یک سرزمین محافظتشده هستند، و ما هرگز واقعاً هیچ استفادهای را نمیبینیم که خرسها برای تردول دارند. با این حال واضح است که تردول از کاری که انجام می دهد لذت واقعی می یابد و به آن اعتماد قاطعانه دارد. اغلب، او به طور استثنایی از توسعه سرزنش می کند، و به نظر می رسد که از سرگردانی در جنگل با روباهی که با او آشنا شده است، بیشتر از یک انسان راضی است.
نکته خارق العاده در مورد نمایش هرتزوگ از تردول این است که او فیلم را طوری خلق نمی کند که ما تصمیم بگیریم در مورد او چه فکر کنیم. در طول فیلم، دیدگاههای مختلفی درباره تردول به ما معرفی میشود، از احترام عمیق فوقالعاده گرفته تا "او آنچه را که لیاقتش را داشت" دریافت کرد، و حتی هرتزوگ دیدگاههای خاص خود را هرازگاهی بیان میکند. از آنچه من دیدهام، همه با دیدگاههای خاص خود در مورد تردول از مرد گریزلی بیرون میآیند، و من چند گفتگوی گرم وب را در رابطه با مزایای واقعی کار تردول بررسی کردهام.
در مورد خودم، من کاملاً مطمئن نیستم که تردول را در نظر بگیرم. من شدیداً شک دارم که اقدامات او در طبیعت نتوانست به خرسهای کوهستانی کمک کند، اما در واقع نمیتوانم در برابر اصرار احترام به او مقاومت کنم. دیدن کسی که وقت خود را روی زمین می گذراند و هر لحظه را مهم می کند، جالب است، و تردول به وضوح نشان داد که می تواند گرد و غبار را با خرس ها گاز بگیرد. با قطع کردن فیلم هرتزوگ، شاید دیدگاهی کاملاً متفاوت نسبت به زمانی که تردول روایت خودش را تغییر میداد به دست میآوریم. هرتزوگ تکه های کاملی از فیلم را در آن جا می گذارد. در برخی موارد، تردول را میبینیم که عکسهای متعددی از یک «صحنه» انجام میدهد، و شاید در حال بررسی دفترچهی اسرارآمیز او در مواقعی که او جلوی دوربین میرود، هستیم. در حالی که در سطحی سطحی، داستانی درباره یک مرد و خرس وحشی است، اما در واقع تا حدی یک مطالعه شخصی است. ما اوجهای عمیق تردول را میبینیم، برای مثال، لذتی که هنگام همکاری با خرسها از خود نشان میدهد، و پایینهایی را، برای مثال، زمانی که او از ناکجاآباد به یک طغیان کامل عصبانیت هماهنگ شده در خدمات پارک عمومی میپردازد.
«مرد گریزلی» یک فیلم فوق العاده استثنایی درباره فردی بسیار بدیع است، و من ظرفیت ورنر هرتزوگ را برای معرفی فیلم بدون پیشفرض ستایش میکنم، زیرا مرد گریزلی بدون شک میتوانست قطعهای باشد که از تیموتی تردول به عنوان یک افسانه آمریکایی یاد میکند. او را به عنوان یک روان رنجور ترسیم کرد. سرعت بازی تا حدی عجیب بود، و من واقعاً نیاز دارم که به نقد هرتزوگ در مورد تردول در هر موردی در طول فیلم بپردازم (تا جایی که به کسی مربوط می شود او هرگز در هیچ نقطه ای تردول را ندیده است، پس آیا ما واقعاً تمایل داریم به روند فکری او فکر کنیم؟ ) به نظر می رسید که کمی درون خود رانده است. با این حال، این نگرانیهای بسیار جزئی بود، و من به طور کلی از فیلم خیره شدم. بدیهی است که در طول ماههای اخیر یک روایت طبیعت خاص در دنیای سینما جای خود را حفظ کرده است و به هیچ وجه، شکل و فرم آن روایت مطمئن فیلم وحشتناکی نیست، با این حال پیشنهاد من این است که پرندههای جذاب و نوازشگر را از دست ندهید و ببینید چگونه تیموتی تردول در جایی زندگی میکرد که خیلیها نمیتوانستند بدون سلاح تحمل کنند.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
علاقه ورنر هرتزوگ به انسان، در تمام پیچیدگی هایش، آنقدر برای فیلم هایش کلیدی است که صرف نظر از اینکه تمرکز آن چقدر صریح یا غیرانسانی است، این شگفتی عمیق در هر صورت از میان می رود. هرتزوگ با برجسته کردن تیموتی تردول، بهویژه شامل ضبط خود علاقهمندان به ursine، موضوعی را دنبال میکند که مشکلات و حتی ناسازگاریها را نشان میدهد. صحنههای عالی از پیشرفتهایی که به آنها تجاوز میکند متمایز میشوند، و تردول بهعنوان یک فرد خارجی ظاهر میشود، به اصطلاح طبیعتگرای مشتاق، که تجاوز خود را در مرکز درک نمیکند. ویدیوی غیرقابل تصور از زندگی رام نشده از دید ما استقبال می کند، با این حال اطلاعاتی در مورد تکنیک های نامناسب مورد استفاده برای به دست آوردن آن. تعالی بی آلایش طبیعت با ظلم بی رحمانه آن تعدیل می شود. باورها و اهداف شایسته و شرافتمندانه، و عشق آشکار به هر چیز وحشی، با رویکردی متزلزل و توصیه نشده، و حمله متظاهر به قدردانی، مطالعه یا هیئت مدیره محدودتر مبارزه می کند. هرتزوگ در حالی که قاطعانه داستان یک مرد را بیان میکند، آینهای را در دست گرفته و خرابههای درهم تنیدهای را به ما نشان میدهد که ما در مجموع تا حدی در رابطهمان با محیط عمومیمان با آن دست و پنجه نرم میکنیم. «مرد گریزلی» یک کلاسیک لحظهای است.
این هم بهعنوان زیبا و خیرهکننده هریک از روایتهای هرتزوگ که تنوع و مجموعهای از واقعیتهایمان را به ما نشان میدهد، و هم بهطور فریبندهای دلسردکننده است. عکس های او که بدون گفتن یک کلمه در مورد فحاشی ها و بدکاری های انسان قضاوت می کرد. تصویر تقریباً برازنده و مصاحبههای زیرکانه فیلمساز، با موسیقی منحصربهفرد ریچارد تامپسون، پرانرژی بصیرتانگیز و در عین حال عذابآور و تاسفآور مطابقت دارد. تغییر عظیم جو بینی به طرز ماهرانهای فیلم تردول را که توسط همراه و همدست جم پالواک ساخته شده است، پیوند میدهد و هر یک از اجزای آن آماده شده است تا مرد گریزلی تمامقد را شکل دهد. تهیهکننده ما چند عکس تاثیرگذار و دقایقی میگیرد که برای به تصویر کشیدن واقعی بسیار قوی هستند. در همه چیز، ما بسیاری از کسانی که تردول بود را در نظر می گیریم، همانطور که هر کسی واقعاً ممکن است بیان کند: او یک تهیه کننده مبتدی فیلم، یک تحسین کننده زمین های رام نشده و تمام موجودات موجود در آن است. مردی که باید از آن راههایی که میدانست محافظت کند، مطالعه کند و تدریس کند. فردی استاندارد و معیوب که به دنبال دنیایی غیر معمول و شگفت انگیز بود. ما غرغر گره خورده ای را می بینیم که زندگی او را مورد خطاب قرار می دهد و بدبختی و وحشتی را که آخرین دقایق او را پر کرده است درک می کنیم. از یک نفس شروع کنید و سپس به نفس بعدی، بسیار ساده است که به آنچه تردول به ما داد احترام بگذاریم، و آنچه را که او انتظار داشت ستایش کنیم، سپس به همین ترتیب ارتباط احمقانه - بسیار نزدیک - را که برای خودش (و آمی هوگنارد) خطر ایجاد می کرد، در عین حال برای خرس ها سرزنش کرد. بسیار مورد ستایش قرار گرفت. گنج و نکوهش، گنج و بررسی. نمی توان و نباید یکی را بدون دیگری انجام داد.
«مرد گریزلی» به همان اندازه که هرتزوگ به ما داده است، فیلمی غنی، فریبنده و کامل است، و ستودنی است نه به اندازه یک فیلم نگاهی اجمالی به یک فرد منفرد و در عین حال بهعنوان برداشتی از آن شیوههایی که آن فرد منفرد با آن برتریها و کمبودها را بررسی میکند، در حالی که همه چیز برابر است. با این حال، صرف نظر از اینکه چگونه آن را می بینید، نمی توان رد کرد که این اساساً به طرز وحشتناکی ساخته شده است که ما از چنین متخصص باورنکردنی رسانه انتظار داریم، و بد نیست که این یکی از برجسته ترین کارهای او در سال های اخیر باشد. . روایات با همه ناظران موافق نیست. در گذشته با ایستادن آنها هم مشکل داشتم. با در نظر گرفتن همه چیز، این یک فیلم خارق العاده است که شایستگی حضور گسترده تر و شناخت بیشتری را دارد. به ویژه برای دوستداران طبیعت و طرفداران هرتزوگ، «مرد گریزلی» عنوان جذابی است که قطعا ارزش تماشای آن را دارد با فرض اینکه فرصتی برای شما فراهم شود.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
***7.5 از 10*** مرد گریزلی روایت ورنر هرتزوگ در مورد تیموتی تردول است، مردی که به جامعه خیانت می کند و می رود تا روی خرس ها در پارک عمومی کاتمای در کشور طلا تمرکز کند. تردول 13 سال را در کشور طلا می گذراند، که در دو سال آخر نیمه بهترش امی هوگنارد به او ملحق می شود. روایت، که بخش بزرگی از آن از داستانهای ضبطشده خود تردول گرفته شده است، نظرسنجی جذابی است. این به ویژه یک نوع «صحنه تصادف» فضولی است، بدون فیلم ویدیویی واقعی یا صدای هر اتفاق ناگواری، که باورپذیری آگاهانه ای را به رفتار هرتزوگ با این ماده می دهد.
فیلم هایی مانند مرد گریزلی اغلب نظرسنجی های قطبی را تداعی می کنند. - به طور استثنایی یا رایگان - بیشتر به ماهیت داستان، شخصیتها و تأثیر ظاهری آنها بستگی دارد تا اینکه آیا واقعاً یک قطعه فیلم روایی مناسبی است یا خیر. در آخرین گزینه، هرتزوگ با دستور تغییر نزدیک به 100 ساعت ضبط خود تردول به روایتی که کمتر از دو ساعت میآید، مواجه میشود. من تمایل داشتم که درک معقولی از ماهیت بی ارتباط تریدول، و اغلب اعتماد به نفس بیش از حد، غالباً ابداع شده، کودکانه تر از اینکه صادقانه بی گناه باشد، دارم. ملاقات با افرادی که متوجه تردول می شوند، افشاگری های بزرگی هستند، هم در مورد تردول مرد بچه، و هم این شخصیت های مشابه غیرعادی که او را می شناسند.
با تماشای مرد گریزلی نمی توانم جیمز فری را در نظر بگیرم. ، مقاله نویس "یک میلیون قطعه کوچک". مری کار، مقالهنویس، در نظرسنجی نیویورک تایمز از کتاب فری، بهدرستی اظهار میکند که فری سرانجام داستان خودش - نبردش برای پاک شدن - را از دست داده است که میتوانست مطالعهای غیرقابل انکار واقعاً جذاب را ایجاد کند. به این ترتیب، مطالبی که هرتزوگ تصمیم میگیرد ترکیب کند، کار به تصویر کشیدن نبرد تردول را به پایان میرساند تا با خودش روراست باشد، بدون اینکه متکی به این باشد که سرمقالههای زیادی درباره این واقعیت آشکار به سر ما بزند. در حالی که تصویر هرتزوگ احساسات خود او را در مورد شخصیت و فعالیتهای تردول بیان میکند، در واقع فضایی را به تماشاگران میدهد تا تردول را بزرگتر کنند. این قطعاً تنظیمشدهتر از سبک مستند مایکل مور است.
مقایسهای با تلاش کریس مک کندلس در آلاسکا در «Into The Wild» - کتاب جان کراکور و فیلم شان پن با نام مشابه - انجام شده است. مک کندلس و تردول هر دو دنیایی وحشتناک دارند. لطافت بیانی توانا برای احساس من نسبت به آن دو است. نه در واقع شفقت یا همدلی.
من با یکی از آخرین ارزیابی های هرتزوگ از شخصیت تردول متفاوت هستم. در یک صحنه، تردول انتقادی را علیه مدیریت منطقه تفریحی مطرح می کند. هرتزوگ توضیح می دهد: "برای من بدیهی است که مدیریت منطقه تفریحی دشمن واقعی تردول نیست. دشمنی بی رحم تر در آنجا وجود دارد، جهان و تمدن مردم". در واقع مهم ترین دشمن تردول خودش است. این حکایت مردی است که از خود توهم سرسخت جان سالم به در برده است. رفیق او، امی هوگنارد، به علاوه بازمانده غمانگیز آن رویای خود است. من نسبت به تردول احساس تحقیر یا تحقیر نمیکنم، و او را محافظ خرس وحشی نمیدانم که تلاشی محترمانه برای به تصویر کشیدن آن به سبک مضحک خود انجام میدهد.
این خیلی چیزهاست. تحقیق شخصی از مردی غمگین، که در پس زمینه ای از کشور طلا و خرس هایی که صحنه با تردول را در اختیار دارند، روایت می شود. این که آیا او همان چیزی است که خودش اعلام میکند یا نه، به تماشاگر واگذار میشود که تصمیم بگیرد.
یک مستند عالی و کاملاً قابل تماشا.
توجه: هشدار زبانی برای جوانان.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
این روایتی سودمند توسط ورنر هرتزوگ (سرپرست فیلمهای تحسینشده «آگوایر، خشم خدا» و «فیتزکارالدو») در مورد «مرد گریزلی» تیموتی تردول است که واقعاً ۱۳ تابستان با گریزلیها در وحشی زندگی کرد. شمال منجمد از سال 1991 تا 2003، بعضی اوقات معشوقه خرس هراس او به او پیوست. تردول نمایشی از یک آدم بداخلاق و به طور همزمان، دلپذیر، خاص، با استعداد و پویا به نمایش می گذارد. این یک داستان جذاب با مخاطبین جذاب است، به عنوان یک پزشکی قانونی نمایش بزرگ (با این حال من فرض می کنم که این فقط شخصیت کتک خورده پزشکی قانونی است؛ با در نظر گرفتن همه چیز، او به بخش های باقی مانده انسان برای امرار معاش نگاه می کند).
تردول 13 تابستان خود را با خرس های کوهستانی در فیلم Grizzly Man و خاطرات گزارش کرد. یادداشت های روزانه او توسط ایان زونگلوبسکی به کتاب تبدیل شده است. هر یک از 13 قسمت جزئیات برخورد تردول با خرس ها، یک بخش برای هر اواخر بهار را نشان می دهد. 12 بخش اولیه عشق فوق العاده تردول به موجودات را آشکار می کند. برای او گریزلی ها موجوداتی جذاب و دوست داشتنی هستند. در هر صورت، قسمت سیزدهم به طرز وحشتناکی پایان غم انگیز تیموتی و معشوقش را ظرافت می کند، زیرا در نهایت توسط یک گریزلی، ظاهراً یک خرس قوی تر، که در تلاش برای یافتن غذای کافی بود، نیمه خورده می شوند. این قسمت آخر به درستی نامش را گذاشته است: «من حدس میزنم که بالاخره آنقدر نوازشگر نبودند.»
معلوم است که شوخی کردم. خود تردول تأیید میکند که کاملاً به خطر خطرناک خرسها توجه دارد، با این حال او فهمیده است که چگونه سالها در میان آنها زندگی کند. رمز و راز او این است که شما نمی توانید خود را ضعیف جلوه دهید، شبیه به یک مصدوم. شما باید خود را به خوبی نشان دهید، اما زمینه های اصلی قدرت را نشان دهید. صرف نظر از این، فیلمی خیره کننده از دو مرد گریزلی وجود دارد که برای آزادی یک زن مبارزه می کنند و ارزش هزینه تایید را دارد. همچنین تعداد زیادی فیلم از روباه هایی وجود دارد که تردول با آنها دوست می شود، زیرا آنها حیوانات خانگی او هستند.
یکی از جذابترین جنبههای روایت، تجربیات غیرانتقادی هرتزوگ، با این حال قانونی درباره تردول است، که لایهای از عمق ذهنی را اضافه میکند. تهیه کننده به وضوح مجذوب موضوع خود است. او روشن می کند که فکر می کند این یک گام اشتباه برای تیموتی است که خرس ها را احساساتی کند، اما او دیدگاه خود را به روشی آگاهانه به اشتراک می گذارد. هرتزوگ آشکارا تریدول را برای زندهها در نظر میگیرد، طوری که برای انجام کاری که انجام میدهد، هیچ نیروی فردای وجود ندارد. بنابراین هیچ قضاوتی در مورد سرمقاله او وجود ندارد. او فقط مجذوب داستان حیرتانگیز تردول شده است، شبیه به ما بینندهها.
یک قسمت کنجکاو وقتی اتفاق میافتد که تردول از مهمانان به منطقه تفریحی فیلم میگیرد، که یکی از آنها چندین سنگ را در یک گریزلی نشان میدهد. تیموتی آشکارا آزرده خاطر است، اما از ایجاد هر گونه تفاوت واقعا معناداری غافل می شود. به عنوان "محافظ" خرس ها، همانطور که او دائماً تضمین می کند، پیش بینی می کردم که اساساً باید به سمت تجمع حرکت کند و کسی را که سنگ ها را پرتاب کرده است مورد توبیخ شفاهی قرار دهد، اما او هیچ کاری انجام نمی دهد.
(در حفاظ از فردی که سنگها را پرتاب میکند، او به طور بالقوه این کار را انجام داد تا خرس را از آنها دور کند، این همان کاری است که مأموران به مهمانان آموزش میدهند که در صورت نزدیک شدن بیش از حد خرس انجام دهند).
من فقط دارم سعی می کنم بفهمم او واقعاً چه کاری انجام داد که از خرس ها "محافظت" کرد؟ حدس میزنم میتوانید ادعا کنید که او از طریق ضبطها و حضورهایش توجه عمومی را ایجاد کرده است، که میتوانست به شکلی دوربرگردان به خرسها کمک کند.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
این یک فیلم به طور جدی جذاب در مورد یک شخص بسیار جالب بود، در حالی که شاید تا حدودی ناراحت نشده بود. مرد گریزلی درباره خرس ها یا زندگی طبیعی نیست، مرد گریزلی درباره تیموتی تردول و دیوانگی است که او را به زندگی در طبیعت با خرس ها برای 13 تابستان از زندگی خود سوق می دهد.
به طور کلی فیلم بسیار عالی است و تیموتی تردول یک فرد بسیار جذاب برای تماشای روی صفحه است. او در طول فیلم چند بار از سعادتمند و بیمعنا به خشمگین و حقیر تبدیل میشود. او اغلب به دوربین به عنوان یک رفیق نگاه می کند و بینش ممتاز و بیشتر تفکرات درونی خود را روی دوربین ثبت می کند. فیلم تیموتی را در بهترین و وحشتناک ترین حالت خود در طول فیلم نشان می دهد. ما او را با آرامش و شادی می بینیم و به ما می دانیم که او چگونه باید در حفاظت از خرس های کوهستانی کمک کند، می بینیم که او با عصبانیت مقامات عمومی را به خاطر انجام ندادن کارهای لازم برای محافظت از خرس ها توهین می کند، و می بینیم که او بعد از کشتن یک خرس نر هق هق گریه می کند. برای جفت گیری دوباره با ماده.
شگفت انگیزترین جنبه های فیلم آنهایی است که از ضبط خود تیموتی از او در طبیعت استفاده می کند. هرچقدر هم که من کار هرتزوگ را دوست دارم، قسمت هایی که او شلیک کرد روی قطعه ای زیر قسمت بزرگی از کارهای دیگرش قرار می گیرد. به نظر می رسد که بسیاری از جلسات او بیش از حد تمرین شده است و به نظر واقعی نمی رسد، و باعث می شود برخی افراد واقعاً بپذیرند که این یکی از ترفندهای اصلی است. من مطمئناً کسی نیستم که بگویم ساختگی است، با این حال پاسخ افراد در فیلم Grizzly Man هرگز واقعی به نظر نمی رسد. شاید آنها خطوط را در آنجا حفظ کرده بودند و سعی می کردند خط بعدی خود را به خاطر بیاورند. هر چند که ممکن است، این می تواند به سادگی به این دلیل باشد که بحث کردن برای آنها واقعاً چالش برانگیز بود و برای درست کردن کارها نیازهای زیادی داشت.
اما، با وجود این واقعیت که من نمی دانم. به خصوص فکر می کنم که جلسات عالی بودند، شیوه ای که هرتزوگ در آن فیلم را تنظیم کرد نسبتاً خوب انجام شد. به نظر می رسد که او به تیموتی تردول احترام می گذارد زیرا کاری را انجام داد که او آن را می ستود و برای مدت طولانی در طبیعت زندگی می کرد. به همین ترتیب به نظر میرسد که او واقعاً ارزش سبک فیلمسازی تیموتی را میبیند و به آن توجه زیادی میکند. در پایان فیلم، هرتزوگ به این نکته اشاره میکند که تردول از نظر ذهنی خیلی خوب نبود، با این حال به نظر میرسد که هرگز او را به خاطر کاری که انجام داده است، ناامید نکرده است. فکر نمیکنم این که بگوییم تیموتی به خاطر خرسهایی که برای محافظت از آنها نیاز داشت، به پایان بسیار بدی میرسد، یک خرابکننده است. به هر حال غم انگیزترین قسمت ممکن است این نباشد که او هنوز از او گذشت که معشوقش با او به سطل لگد زد. او متوجه میشود که میتواند در آنجا مرده شود، و چند قطعه از فیلم برداشت دلخواه او را به من داد. اما هیچ الزامی برای گاز گرفتن غبار آنچنان وحشتناک وجود نداشت. ما به عنوان جمعیت هرگز هیچ صدای ضبط شده ای از مرگ را نمی بینیم یا نمی شنویم، اما واقعاً واکنش هرتزوگ به توجه به ضبط صدا را می بینیم. او اساساً به جم همراه تیموتی، که ادعای نوار را دارد، می گوید که علاوه بر این که او هرگز به آن توجه نمی کند، باید آن را محو کند.
همانطور که گفتم، من واقعاً از این نوار لذت بردم. فیلمی با بی توجهی به ایراداتی که به آن اشاره کردم، با توجه به این واقعیت که فردی جذاب را روایت می کند که به چیزی مشتاق بود، البته شاید قطعه ای بیش از حد پرانرژی. او با لگد به سطل لگد زد و پذیرفت که با کمک به خرس ها کار بزرگی در این سیاره انجام داده است و این خود یک دستاورد است. خیلی بدبخت است که او نیاز داشت نیمه بهترش را با خود ببرد.
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
من یکی از ارادتمندان ورنر هرتزوگ هستم، به اندازه کافی برای دنبال کردن یک نسخه تکراری از ورنر هرتزوگ که کفشش را می خورد، روزی روزگاری که این کفش درست مثل VHS رایگان بود. علاوه بر این، من فکر میکنم که او با تجدید حیات علاقه و اهمیت مواجه میشود (چنین بخش کوچکی از فیلم آلمانی نو) و اینکه او جمعیت دیگری را برای هدف خاص و قابل توجه خود یعنی «تصویر کامل» کشف میکند. با این حال چیزی مختل کننده در مرد گریزلی وجود داشت، غیر از ظلم غیرقابل انکار که به عنوان زیرمتن زیر فیلم مانند موسیقی متن پخش می شد، ما در کل متوجه شدیم که باید بشنویم (اما نباید، به این دلیل که، همانطور که رئیس درخواست می کند نازنین الکترونیکی تیموتی تردول، "هرگز نباید صدای زیس را بشنوی"، در پی در پی آن زمان اصلی است که ما رئیس را می بینیم، گویی با ظاهر شدن روی صفحه نمایش برای تایید وحشتناک بودن آنچه روی نوار، آخرین حلقه زندگی تیمی است. ورنر، در حالی که او و نیمه بهترش در حال نابودی هستند، می دوید؟ خودت فقط یک بار؟ دومی که تصمیم گرفتید این تصور را ایجاد کنید که نشان دهد برای شما تصویری که به دنبال آن هستید از تجربه انسانی جدا است، زیرا تصویر یک ایده است، و با در نظر گرفتن این که ممکن است تأثیر فلسفی بر تجربه انسانی داشته باشد، خواهید دید. خودت را از جامعه حذف کن تا آن را بدست آوری نتیجه تجربه هرتزوگ با نوارهای تیم، به دلیل علاقه او به پایان مرد، یا اینکه آیا هرتزوگ با عشق بیدله و احمقانه تردول به قلمرو موجودات/انسان اختلاف دارد. این جوان به اشتباه وحشی را در آغوش گرفت، فکر میکرد که با آن جایی دارد، اساساً به این دلیل که نمیتوانست آن را هیچ چیز دیگری در بین عموم مردم جعل کند. در هر صورت، هرتزوگ این را در مورد موضوع فیلم مطرح می کند. ظاهر دلسوز او بهعنوان ناظر «قتل» ضبطشده (از نظر هرتزوگ، خرسها میتوانند قاتل باشند - و او تردول را به خاطر پیشبینی سرزنش میکند؟) ساختگی است - - این یک تلاش متواضعانه برای طرفداری از سوژه است، و هیچکدام از آنها دور نمیشوند. نكتهاي كه حقيقتاش را بيان ميكند و نه آنقدر دور كه حضورش را بهعنوان يك نويسنده، نه يك مستندساز، نشان ميدهد. انگیزههای هرتزوگ بهعنوان یک تولیدکننده تصویر، از بهترینها در این تجارت است. به هر حال، پرداختن دوگانه او به موضوع، تحلیلی که معمولاً در توانایی او برای ایجاد بدبختی انسانی در میان سرگرمیکنندگان و گروهش شرط میبندد، در فیلم Grizzly Man مرد گریزلی روی صفحه نمایش داده میشود و من را تهوع میآورد، زیرا مطمئنم این کار کاملاً انجام شده است. تعداد زیادی. مرد گریزلی باید دوباره فایل شود. شاید تحت «بیوگرافی تخیلی» (نزدیک به فیلمی که از میلیون قطعه کوچک فری خواهند ساخت). هرتزوگ به عنوان تهیه کننده و مستندساز برنامه دارد. آیا اپرا باشگاه فیلم دارد؟
دانلود فیلم Grizzly Man 2005 (مرد گریزلی) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
به غیر از ویدیوی خارقالعادهای از خرسها (که بدون اینکه او در آن زاری کند)، او تنها پریشانی، مالیخولیا، بدبختی و بینظمی را به جا گذاشت. هرتزوگ، در فیلم Grizzly Man مرد گریزلی، به خوبی به روایت تیموتی تردول، به ویژه در انتها پرداخته است. او داده ها و شواهد کافی را ارائه می دهد تا به ناظران اجازه دهد که خودشان درباره حقیقت بیشتر درباره مرد گریزلی تصمیم بگیرند. شخصیت اصلی تیموتی تردول به هرتزوگ بیش از فیلم کافی برای کار با او داد. این باعث می شود این روایت ارزش تماشا داشته باشد. با احتیاط دادههایی را ارائه میکند که به ناظر زمان میدهد تا نتیجهگیری کند.
تیموتی بسیار ناهموار ظاهر شد و یک اخاذی بدون تقلب بود. نه اینکه انرژی برای زندگی طبیعی نداشت، با این حال او اشتیاق خود را روشی برای گسترش قلموی زودگذر خود با محبوبیت می دانست. این مایه شرمساری است که او را به شامی برای خرس تبدیل کند تا این کار را انجام دهد. همچنین مایه شرمساری است که کسی که وظیفه خود را تضمین کرده است نیازی به احساس مالکیت با توانمندسازی این مرد بیچاره نداشته باشد. از طرف دیگر، من در تعجب بودم از استحکام واقعی حیرتانگیز تردول همراه با عدم قضاوت آشکار و خودمحوری دیوانهوارش. او مرا به عنوان تلاقی بین پی-اسمال هرمان و مارلون پرکینز، شخصی که طبیعت مشترک اوماها را به تصویر میکشید، بهشمار میآورد. روایت هایی که در عصرهای یکشنبه دهه 60 و 70 ظاهر می شد.» من به نوعی موافقم که تیموتی مسافری توسعه نیافته و بی بند و بار بود که علم و موقعیت را برای به انجام رساندن چیزی که به عنوان انگیزه ای ارزشمند "فروخته" می کرد. تاریکهای او بر روی دوربین آشکارا دلیلی بر این است که یک فرد غیرقابل اعتماد در روان خود کاملاً قابل اعتماد است. ارزشها و اخلاقیات مطابق با انگیزههای او منحنی شدهاند و افرادی که ممکن است او را مورد خطاب قرار دهند، سرکوب میشوند.
اگر نمای 10000 فوتی بررسی شود، تیموتی تقریباً هیچ سودی بهدست نیاورد. اظهارات او برای محافظت از خرس ها در برابر شکارچیان دروغین است. تجمع در فیلم Grizzly Man پرتاب سنگ به سمت یک خرس در ساحل از قایق شکارچیان غیرقانونی نبودند. آنها در یک دوربین عکاسی بودند و همان طور که بودند عکس می گرفتند. نه سلاح گرم، نه هدف قتل. پرتاب سنگ تلاشی برای وادار کردن خرس برای پاسخ دادن بود تا بتوانند شانس مناسبی داشته باشند. علیرغم این واقعیت که این موضوع در ویدیویی که تیموتی گرفته است واضح است، سخنان صوتی او تلاش می کند تا مسافران، عکاسان را به شکارچیان متخلف حمله کنند.
ذهنیت عملا جنایتکارانه تیموتی بسیار بد است. که هرتزوگ اجازه می دهد باشد. تیموتی در یک رویا زندگی می کرد، خیالی که به قیمت جان او تمام شد و متأسفانه وجود نیمه بهترش که خرس ها او را عصبانی کرده بودند، اما به دلیل ستایش با او همراه شد. تیموتی مشتری افراد بود و از آنها مراقبت می کرد تا آنقدر برجسته شود که مورد توجه قرار گیرد و دیوانه وار انتظار داشت که در این مدت احساس ارزش کند. فکر میکنم که او تواناییهای بسیار مشابهی داشت که پیشگامان جناح وقتی حامیان خود را مبهوت میکنند تا رویا را بپذیرند تا بتوانند ارتباط واقعی با آنها داشته باشند.
مرد گریزلی بسیار ارزشمند است. تماشا میکنم و میدانم که دیگران به وضوح دیگری خواهند رسید.
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد اکانت خود شوید.