« میشل » ( لاسال ) جوان تنهایى است که بتازگی از زندان به جرم دزدی آزاد شده است. بعد از مرگ مادرش او براى گذران زندگى جیب برى مىكند ...
« میشل » ( لاسال ) جوان تنهایى است که براى گذران زندگى جیب برى مى کند ...
میشل چیدن جیب ها را به عنوان سرگرمی انتخاب می کند و تقریباً بلافاصله دستگیر می شود و به او فرصتی می دهد تا درباره اخلاق جرم تأمل کند. اگرچه پس از آزادی ، مادرش درگذشت ، و او حمایت دوستان ژان و ژاک را به خاطر بازگشت به وانت (پس از گرفتن درس از یک متخصص) رد می کند ، زیرا او می داند که این تنها راهی است که می تواند خودش را بیان کند
"مایکل" پس از تحمل حبس به جرم سرقت از زندان آزاد می شود.اما وقتی مادرش از دنیا می رود او به جیب بری پناه برده و به این طریق می تواند خود را توجیه کند...
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
جیبببر اولین فیلم برسون است. فیلمهایی که او قبلا ساخته بود چیزی جز پیشنویسهای خشن نبودند. در واقع، برای کسانی که شایستگیهای این فیلمساز را قدردانی میکنند، افتتاحیه جیبببر یکی از چهار یا پنج تاریخ بزرگ در تاریخ است. سینما."
به نظر می رسد این نظرات مشتاقانه (اگر نه کمی هذل آمیز) که توسط همکار کارگردان فیلم لوئیس مال در زمان اکران اولیه آن نوشته شده بود، ادعای ریچارد رود منتقد را مبنی بر اینکه PICKPOCKET "تقریباً در سطح جهانی دوست نداشتند" رد می کند. در سال 1959، حتی اگر این مانع از نامگذاری آن به عنوان شاهکار برسون نشد.
در طول سالها، به دلایلی غیرقابل توضیح، چند بار در تلویزیون ایتالیایی آخر شب آن را از دست دادم. زمانی که کرایتریون یک DVD SE معمولی جامع از آن را در اواخر سال 2005 منتشر کرد، خوشحال شدم. حتی اگر زمانی که در هالیوود بودم PICKPOCKET را خریدم، ترجیح دادم برای تماشای آن زمان "مناسب" صبر کنم... و آن زمان امروز یک هفته پیش بود! حتی اگر اخیراً فیلم چالشبرانگیز زیادی را تماشا نکردهام، باید بگویم که در تمام این مدت فکر کردن به فیلم را متوقف نکردهام.
داستان اصلی این است که مانند اکثر داستانها از فیلم های برسون، به طرز فریبنده ای ساده: جیب بری اجباری که به نظر می رسد علیرغم همه حسن نیتی که از سوی یک دوست و یک بازرس پلیس به او نشان داده نمی تواند راه های اشتباه خود را اصلاح کند، سرانجام نور را می بیند و خود را از طریق عشق یک دختر جوان مقدس نجات می دهد. اگرچه به نظر می رسد که این خط داستانی اساسی بیش از یک شباهت گذرا به "جنایت و مکافات" داستایوفسکی دارد - با توجه به اقتباس های سینمایی آینده برسون از داستایوفسکی در یک مخلوق مهربان (1969) و چهار شب رویاپرداز (1971) - به سختی تعجب آور است. معمولاً با برسون، جوهر کار تحت بررسی در کنجکاوی میکروسکوپی است که با آن سوژهها یا «مدلهای» خود را همانطور که اجراکنندگانش میگفت، مطالعه میکند.
در این مثال، مدلهایی که او استفاده میکند. حتی از فیلمهای قبلیاش «دورتر» هستند: مارتین لاسال در نقش جیببر میشل چهرهای عالی و خالی دارد که کاملاً شخصیتی را در بر میگیرد که نمیتواند با پیدا کردن غریبههای کامل در قطارها، پیستهای مسابقهای و امثال اینها و مخفیانه از معاشقه با خطر جلوگیری کند. اقدام به خلع اشیاء با ارزش آنها کنید. چهره فرشته ای ماریکا گرین (خاله اوا گرین به همان اندازه خوش مزه) به عنوان همسایه مادر بیمار میشل که مخفیانه عشقی نافرجام به او دارد اما در نهایت راهی ناخواسته او به سوی رستگاری خواهد شد. و پیر لیماری در نقش ژاک، دوست خوشنیت اما بیرحم میشل.
برسون، همانطور که مد نظرش است، ترجیح میدهد از دور مراحل را تماشا کند و هیچ گونه قضاوت اخلاقی در مورد رفتار بیامان میشل را نمیپذیرد. تجارت ضد اجتماعی او این ممکن است برای تماشاگران جریان اصلی فیلم که در جستجوی یک فیلم هیجانانگیز هستند بهخوبی نباشد - اگرچه برسون اعتراف کرد که نطفه ایدهای که به جیب بری تبدیل شد پس از تماشای فیلم نوآر شگفتانگیز جنگ سرد ساموئل فولر، پیکاپ در خیابان جنوبی (1953) کاشته شد. ) - یا یک داستان اخلاقی با وضوح دقیق.
با این حال، PICKPOCKET در طول سکانس های جیب بری جذاب (و در گذشته، سرد کننده) که در آن کیف پول ها به طرز باورنکردنی آکروباتیک عمل می کنند، در بهترین حالت خود قرار دارد. در حالی که از دست ماهر یک دزد به دست دیگر می گذرند و دوباره به موقعیت اصلی خود در داخل جیب صاحب سعادتمندانه خود برمی گردند عمل می کند! نقش همراهان میشل در جنایت را «مشاور فنی» فیلم (و مجری زرنگ کاباره آینده) کاساگی و پیر اتایکس (که متعاقباً تبدیل به یک کمیک فیلم با استعدادهای مختلف از مکتب کیتون خواهد شد) بازی میکنند. قدرت برسون در تدوین فیلم، که به دلیل جدی بودن عمدی فیلمهایش فوراً آشکار نمیشود، در این صحنهها به سطحی مست کننده از دقت میرسد که آدمی را نفس میکشد و بهطور محتمل به دنبال جیببرها میرود. با این حال، شانس آنها در طول فیلم تمام می شود و هر سه (اگرچه به نظر می رسد میشل آشکارا از آن دعوت می کند) در نهایت دستگیر و به دست عدالت سپرده می شوند. برخی از منتقدان سعی کردهاند یک زیرمتن جنسی (حتی همجنسگرا) را به شادی «ارگاسمیک» میشل الحاق کنند، در حالی که او با نگاه خیرهاش قربانیانش را متحیر میکند و در عین حال ماهرانه وسایل شخصیشان را زیر و رو میکند... اما، از این نگاه، من. نمی توان به طور جدی به آن پرداخت.
برسون تمام احساسات غیرضروری و توضیح لفاظی اقدامات غیراخلاقی میشل را از بین می برد و دیدگاه سینمایی سازش ناپذیر او به نادیده گرفتن مرگ مادر میشل و یک فرار محدود به لندن گسترش می یابد - دو رویدادی که کمتر فیلمسازان میتوانستند در مورد آنها توضیح داده شود - در چند پلان کوتاه که اگر به اندازه کافی توجه نشود، به سختی ثبت میشود: مرگ مادر بهویژه از این جهت طعنهآمیز است که میشل با اطمینان برای او فریاد میزند که زنده خواهد ماند. از طریق این مصیبت کنونی، اما عکس بعدی ما را به بیداری او می برد که طی آن میشل گستاخ و متکبر - کسی که "به خدا... برای سه دقیقه ایمان داشت" - نمی تواند کمک کند. بگذار یک اشک تنها روی گونه هایش جاری شود. از سوی دیگر، اما، برسون گهگاه صلاح میداند که چیزها را تکرار کند (گاهی سه بار) مانند زمانی که، برای مثال، وقایع یک اتفاق جیب بری در بانک در دفتر خاطرات میشل نوشته شده است - هرچند که آیا این بخشی از میشل است. خاطرات دوران زندان دنیس پرایس در KIND HEARTS AND CORONETS (1949) نامشخص است - توسط خود میشل از طریق موسیقی متن روایت شده و در واقع به صورت بصری نیز اجرا شده است!
همانطور که می بینید PICKPOCKET یک تجربه فیلمی پیچیده و فوق العاده ارزشمند است و این واقعیت که تنها 76 دقیقه طول می کشد آن دستاورد نادر را بیش از پیش قابل توجه می کند. جیب بر همچنین به چیزی می بالد که اکنون به یکی از سطرهای پایانی مورد علاقه من در تمام سینما تبدیل شده است: "اوه، جین، چه مسیر عجیبی را باید طی می کردم تا تو را پیدا کنم!" بنابراین، حکم نهایی من چیست: آیا جیبببر بهترین فیلم برسون است؟ قابل بحث آیا این یکی از بهترین فیلم های ساخته شده است؟ بی شک.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
یکی از چیزهایی که انسان ها را به جز انگشت شست از سایر گونه ها متمایز می کند، نفس آنهاست و روشی که باعث می شود فرد (معمولاً یک مرد) این باور را داشته باشد که می تواند با راه انداختن مسیری از خود، بالاتر از بقیه باشد. شاهکار روبر برسون داستان چنین مردی را روایت می کند. اگرچه این فیلمی است که تماشای آن آسان است اما دوست داشتن آن دشوار است، اما مطمئناً به خاطر روشی که باعث می شود یک فرد به ظاهر بی تفاوت به پشت سر شما بچسبد، خاطره انگیز است.
شخصیت اصلی فیلم میشل است. مرد معمولی که به تنهایی در یک اتاق کوچک پر از کتاب و گرد و غبار زندگی می کند. او تنهاست و تنها ارتباط نزدیک او رفیقش ژاک است. او نقطه نرمی برای مادرش دارد، اما از ملاقات چهره به چهره او اجتناب می کند و مراقبت از او را به دست همسایه جوان زیبایش، ژان، می سپارد. میشل میخواهد از خودش چیزی بسازد، اما فکر میکند آنقدر باهوش است که نمیتواند رویههای متوسط استاندارد را در زندگی دنبال کند. او معتقد است مردی که مهارت کافی برای تقلب بدون اینکه گرفتار شود باید توسط جامعه پاداش بگیرد.
اینجا مردی است که عاجزانه می خواهد چیزی را نه به خودش، دوست تمیزش یا حتی یک پلیس باهوش، بلکه به زنان زندگی اش ثابت کند: مادرش، کسی که به او بدهکار است. و جین، کسی که باید عشقش را به دست آورد. او قاطعانه به حق خود برای نادیده گرفتن قوانین اعتقاد دارد، بنابراین نوعی جنایت را امتحان می کند که از طریق آن می تواند از آنها پیشی بگیرد و جیب بریزد. اولین بار او را گرفتار می کند، اما این به او لذت می دهد، روشی که او به قربانی خود نزدیک می شود و به کیف او می رود. حالت چهره میشل ممکن است تقریباً وجود نداشته باشد، اما بین عمل و دستگیری، او به احساس برتری اعتراف می کند که قبلاً برای او ناشناخته بود. میشل پس از آزادی او به دلیل شواهد ناکافی، درست به مسیر "اشتباه" بازگشته است و سعی می کند تمام ترفندهای تجارت را بیاموزد و با غیرت مذهبی تمرین کند تا دستان خود را سریع و چابک کند.
A در حالی که بعداً، یک جیب بردار استاد استعداد او را می بیند و او را برای گروهش استخدام می کند. برسون در یک صحنه کاملاً طراحی شده تحسین خود را از هنر خالی کردن جیب مردم به عنوان یک گروه نشان می دهد. باند سه نفره تقریباً یک قطار کامل را قبل از پیادهروی پاره میکنند، در حالی که در یک لحظه طنز کمنظیر، میشل یک کیف پول خالی را به جیب برمیگرداند که یک دقیقه قبل آن را برده بود. اما او دیگر آنقدرها خاص نیست، دو نفر دیگر حتی از او مهارت بیشتری دارند، بنابراین وقتی در صحنه دستگیر میشوند، او به سرعت پاریس را تنها در تصمیم منطقی خود برای کل فیلم ترک میکند. احتمالاً این لحظه ای است که میشل آن غرور را که او را در تمام مدت متمرکز نگه داشته از دست می دهد. پس از دو سال موفق به عنوان یک کلاهبردار در خارج از کشور، او به خانه باز می گردد. تقریباً تصادفی به قول خودش جلوی در ژان می افتد. قبل از آن، او از ژان می پرسد که آیا او معتقد است که همه مردم قضاوت خواهند شد؟ او میگوید بله، پس سؤال خود را با سؤال دیگری دنبال میکند: "چگونه قضاوت کرد؟ طبق قوانین؟ کدام قوانین؟" اما اکنون میشل آرزوی قضاوت را دارد. طبق قوانین، او مجبور است، و به دلیل ژان، او به پذیرش او نیاز دارد.
مضمون اصلی برسون در مورد رهایی از طریق اتهام زدن به خود و مجازات، حتی برای اینکه جرات داشته باشید بزرگتر از حد مجاز فکر کنید، از آنجایی که کارگردان به مذهبی بودن مشهور بود، اشاره آشکاری به مسیحیت است. اما اگر شما آن را در جهات دیگری ببینید، به سادگی یک انسان جهانی است. یک مرد نه تنها از شکست می ترسد، بلکه غالباً از فکر موفقیت و تنهایی ناشی از آن وحشتناک می شود تا زمانی که میشل بداند ممکن است در این سیستم شکست بخورد. پس از همه، پیروزی هیچ فایده ای ندارد. پس از همراهی با رذیلت های او، تنها چیزی که معنا دارد، بازگشت به گرمای یک انسان دیگر است. اینکه یک پلیس باهوش در اوایل او را می بیند، به جای ترس، به او احساس امنیت می دهد. این راهی برای خروج از عالم صغیر اوست، اثباتی که او هنوز در دنیای واقعی وجود دارد و زمانی که تصمیم میگیرد برای جین به آنجا بازگردد، از آن به عنوان دری فرار استفاده میکند. تعامل با قربانیان و همسالانش، این یک کلیشه بیش از حد بازی شده است، یک مورد از تمایل به دیدن چیزی که آنقدر ظاهر می شود. آن گونه که من آن را می بینم - هر دستاورد یا لحظه تنش به طور بالقوه جایگزینی برای رضایت جنسی فراهم می کند. میشل با تحسین یک جیب بردار استاد را در محل کار تماشا می کند و سایر اعضای طبقه ای را که در مورد آنها آرزو می کند کشف می کند. قبل از اینکه همه چیز به چهره او برگردد، حداقل باید رضایت بخش باشد.
بازیگران برسون غیرحرفه ای هستند. به علاوه، آنها بیش از حد کار می کنند، و این نشان می دهد. بدیهی است که استاد اینگونه می خواست، تا اجازه دهد داستان به جای بیان، با حرکات بیان شود. چه بخواهیم چه نخواهیم کار می کند، منهای چند لحظه اینرسی غیرعادی. دیالوگ ها مینیمال هستند و روایت اول شخص بدون توضیح بیش از حد اطلاعاتی درباره شخصیت اصلی ارائه می دهد. در پایان، پشت میشل رستگار شده با تعجب میگوید: "ژان، برای رسیدن به تو، چه مسیر عجیبی را باید طی میکردم." مواقعی در زندگی وجود دارد که مهم ترین سفر، مقصد نیست. متأسفانه، آن سفر معمولاً اجتناب ناپذیر است.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
- آیا احساس مهجوریت می کنید؟ - برسون : متروک . خیلی اما من دوست ندارم انفرادی باشد!!
برای یک تماشاگر معمولی فیلم، کسی که فقط به دنبال سرگرمی است، سخت خواهد بود که تصاویر متحرک ساخته شده توسط روبرت برسون، رئیس فرمالیست و متخصص زیبایی. به هر حال، وقتی از کار پیچیده و نکات ظریف او اطلاع داریم، بدون شک به تخصص او احترام می گذاریم.
جیب بری (1959)، یکی از بهترین و هوشمندترین فیلم های اوست و نقش کلیدی را ایفا می کند. نقشی در درک برسون و آثارش دارد .
Pickpocket درباره یک مقاله نویس تنها و دیوانه است که خود را بهتر از عموم مردم می داند . او خود را برتر از سایر افراد فرض می کند و می پذیرد که از نظر اخلاقی برای سرپیچی از دستورالعمل ها و نادیده گرفتن توافق مشترک توجیه شود.
او انصاف را برای خود این گونه توصیف می کند که "افراد خاصی این افتخار را دارند که با انرژی از مقررات تجاوز کنند . " او از انجام مواضع عرفی احساس خجالت می کند و به این ترتیب شروع به جیب بری می کند.
و از یکی از ضروری ترین اجزای داستان مثلاً شخص بنیادی، یک حفره، فاصله، بین آن ها وجود دارد. ما ( جمعیت ) و فیلم . در واقع، به دلیل ماهیت غیر طبیعی طرح، ما نمی توانیم او را احساس کنیم. و آنچه او را بسیار دورتر می کند، لمس فردی برسون و شیفته "بازی مرده و عدم نشان دادن احساسات" است. برسون خودش می گوید که "اگر قابل تصور باشد، دوست دارد از یک تصویر، یک صدا و برخی اجزای دیگر (و بازنمایی ها) به جای سرگرم کننده استفاده کند". او به افراد سرگرم کننده نیاز دارد (در واقع او بعد از فیلم بعدی خود از سرگرم کننده های غیرمسلط استفاده می کند) تا عمدی عمل کنند و درباره ناظری به نام دوربین بدانند. در مجموع او به آنها " برای بازی نکردن " نیاز دارد .
در جیب بر بازیگران و به طور استثنایی اسطوره کاملاً هم سطح و بی احساس هستند . حتی سبک قدم زدن او هم تا حدودی سطحی است. در هر صورت نمی توان رویکرد او به بازیگری را رد کرد ( در واقع نه بازیگری ) . سردی عمیقی در این سبک اجرا وجود دارد که آن را به طرز تکان دهنده و عجیبی رضایت بخش می کند و به خوبی در قلمرو فیلم می گنجد. به خصوص چهره متفکر شخص اصلی که هر چه بیشتر به این اعتبار کمک می کند.
فیلمبرداری، نورپردازی و بازی با سایه ها و نورها در جیب بر واقعاً شکننده است و این متغیرها با وجود ویروسی باز و نوعی تعلیق ، امکان فیلم سواری هیجان را ساختار می دهد. در واقع ! تعلیق در اینجا یک متغیر حیاتی است. و نه یک نوع استاندارد تعلیق . در عین حال از نوع برسون است.
حتی برخی تصور می کنند که تغییر صدا در جیب بر باعث کاهش تعلیق در برخی صحنه ها و افزایش آن در چند صحنه مختلف می شود. به عنوان مثال، در برخی رویدادها، یک صدا یا هیاهو، ما را در مورد یک رویداد روشن می کند. یا پخش مجدد صدا در صحنه ای دیگر می تواند تاثیر تعلیق را کاهش دهد. به همین ترتیب، صحنهای وجود دارد که فرد اصلی بیقرار در یک پیادهروی شلوغ قدم میزند. ما نمی توانیم صداها، هیاهوی جاده و در کمال تعجب وسایل نقلیه را بشنویم. صدای اصلی گام های اوست که باعث تعلیق می شود .
این درست است که استفاده از موسیقی در جیب بر زیاد نیست، با این حال نمی توانیم نشانه های صوتی را در اینجا رد کنیم.
br/>نکته دیگر این است که برسون هرگز اجازه نمی دهد شخصیت اصلی ترس و تنش نشان دهد (مشابه هیچکاک که دوست دارد این کار را انجام دهد). در عوض او به تصاویر و صداها تکیه می کند تا ترس را تامین کند: صدای قدم ها، تصاویر دست دادن و چهره های سرد (صحنه اولیه)، دستگیره ورودی که به طور نامحسوس چرخیده است و واقعاً هر چیز دیگری.
چند مرجع وجود دارد. به "خطا و مجازات داستایوفسکی"؛ مانند تشبیهات اساسی بین افسانه ها : میشل و راسکولنیکوف که هر دو به طور کلی مرتکب تخلف می شوند . هم متروک و منزوی بودن و هم در کمال تعجب، دریچه پشت تخت میشل برای پنهان کردن محصولات مهم گرفته شده (مانند افسانه داستایوفسکی) استفاده می کند. دانستن این مراجع , خود تعلیق است ; احساس ترس نسبت به نوعی .
بله! در بیشتر مواقع ما موسیقی نداریم. موسیقی ساکت می ماند و مکث می کند. (چیزی عجیب در آن دوره های طولانی تولید فیلم)؛ با این حال، این ظاهر کوچک موسیقی، مناسب و مناسب است. هیچ مفهوم شگفت انگیزی به عنوان صحنه های اضافی یا گفتمان بیش از حد در جیب بر وجود ندارد. همه چیز در نقطه ایده آل خود قرار دارد و برای افرادی که نمی توانند ساختار غیر طبیعی فیلم را درک کنند و نمی توانند ترس ها، ناراحتی ها و تشدیدهای نزدیک به خانه این افسانه سرد را بپذیرند، برسون آخرین صحنه محبوب را سازماندهی می کند. شخص بنیادی از طریق پرستش دوباره مطالبه می کند. با موسیقی!! در حال حاضر، اجازه دهید به QA که در ابتدای این مقاله داشتیم برگردیم. ما برسون را می بینیم که مانند افسانه فیلمش متروک است. با اکراه تلاش می کند تا از هنجارها سرپیچی کند (نوعی دیگر از قوانین). و سبک خودش را دارد ! علاوه بر این، ما را به قدردانی از اقتدار و افسردگی او وادار!
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
من یک قطعه شوکه شده بودم از «جیب برسون» رابرت برسون. جیب بر اصلاً شبیه تعداد زیادی از فیلمهای اروپایی دهه 1950/1960 که اخیراً دیدهام، نگران برداشتهای طولانی و متفکرانه کند یا بصری خاص نیست. در واقع، حتی نمایشگاهها، با تعداد زیادی از سرگرمکنندهها که تازهکار هستند، عملاً خالی و بیتفاوت هستند، و اجازه میدهند تمام توجه بیننده در مورد بازیابی اخروی قهرمان جنایتکار بیاهمیت فیلم، میشل (مارتین لاسال) معطوف شود. سرعت فیلم به طور کلی به سرعت پیش میرود، فقط تا زمانی که لازم باشد روی هر صحنهای تمرکز میکنیم، بنابراین هیچگاه توجه خود را متزلزل نمیدانیم. بنابراین، علاوه بر این، با توجه به این واقعیت که این یک تصویر فوقالعاده اجرا شده است، «جیببر» یک نمایش ایدهآل برای علاقهمندان به فیلمسازی است که مشتاق رشد دامنه واقعگرایانهشان به سمت فیلمهای چاشنیشده و ناشناختهتر هستند. مطمئناً، پس از شنیدن چنین چیزهای بیشماری دربارهی رئیس، این بهیادماندنیترین فیلم من از رابرت برسون بود، و من در حال حاضر برای دیدن مقدار بیشتری از آنچه که او باید ارائه دهد، بسیار خوشحالم.
جیب بر شخصیت اصلی خود، میشل را دنبال می کند که برای تامین هزینه های خود به جیب بری می رود. او بدون شک یک هموطن جوان واقعاً بصیر و ماهر است و بدون شک میتوانست از طریق کار واقعی غرامت به اندازه کافی هنگفت دریافت کند، با این حال او به طور عجیبی مجذوب وجود یک رفتار نادرست است، مانند سرنوشتی که از ابتدا برای او برنامه ریزی کرده بود. یک ناظر پلیس (ژان پلگری) قاطعانه میشل را با انجام تخلفات مرتبط میداند، و رویاروییهای نادر آنها هماهنگی شکنندهای بین خطرات و تظاهر است، با این جوان که همه چیز را بهجز قبول مسئولیت خود دارد، اما قطعاً به اندازهای نیست که دستگیری را تضمین کند. بدون مدرک اضافی ما این احساس را داریم که میشل به طور ناخودآگاه باید به دست بیاورد، اگر با اقبال خوبی به انگیزه سرسام آور خود پایان دهد. در یک پیست، او به این نکته توجه می کند که یک مرد ثروتمند مشکوک ممکن است فقط یک پلیس مخفی باشد ("او حتی روی اسب پیروز هم شرط بندی نکرده است")، اما او سعی می کند جیب خود را به هر ترتیبی انتخاب کند، نه در هر صورت، وقتی چند فلز به مچ دستش زده میشود، شوکه میشود.
«جیببر» به همین ترتیب داستان عاشقانهای را در بر میگیرد که واقعاً به هیچ وجه تکامل نیافته است، و شما این تمایل را پیدا میکنید که این دقیقاً همان راهی است که برسون به آن نیاز داشت. جین (ماریکا گرین) که در اتاق زیر شیروانی بالای مادر میشل (کارت اسکال) زندگی میکند، مظهر صداقت است، بنابراین میشل خود را از او جدا میکند و فقط در آخرین دقایق میزان آرزوی لمس گرم او را میپذیرد و به طور قابل توجهی اعلام میکند. در آخرین ثانیه های فیلم "اوه، جین، چه راه غیرعادی برای ملاقات با تو نیاز داشتم!" میشل با احساس پشیمانی و خجالت که یک بار از او گرفت، به دیدار مادر در حال مرگش نمی رود. در همین زمان، تظاهرات بیاهمیت مقصر بودن او سبک هماهنگتری به خود میگیرد، زیرا او با یک جیببر متخصص (که منحصراً به عنوان کاساگی شناخته میشود) آشنا میشود که با میشل همکاری میکند و شیرینکاریهای زیرکانه مختلف این تجارت را به او نشان میدهد.
از هر یک از صحنههای «جیب بری»، هیچکدام به اندازه جانشینیهای جیب بری واقعی مهم نیستند. با این حال برسون در ابتدای فیلم هشدار می دهد که او هیچ هدفی برای هماهنگی یک سواری هیجان انگیز نداشته است، ما نمی توانیم نفس خود را در سکوتی حیرت انگیز متوقف کنیم زیرا میشل خود را در داخل خزنده های مصدوم خود می کارد و چهره نگران کننده و بی احساس خود را حفظ می کند. درست به جلو اشاره می کند و به کیف و جیب میزبانش می زند تا جایزه اش را بگیرد. یک صحنه کاملاً درخشان وجود دارد به ظاهر یکی از بهترین صحنههای گرفته شده در هر لحظه جایی که میشل و دو دستیارش در ایستگاه راهآهن مشغول به کار شدند و با همکاری و دقت فوقالعاده برای به دست آوردن منابع رهگذران متعدد با یک نقشهبردار کار میکردند. بهعنوان یک وقفه پیش میرود، دیگری باعث میشود، و سومی با محصولات ترک میکند. این یک مونتاژ زیبا از تصاویر کلوزآپ است که مجرمان با زحمت و تخصص یک مجری کار می کنند و دوربین هر عکس فوری عالی از آن را می گیرد.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
در سال 1959 است و بسیاری از تهیه کنندگان فیلم امیدوار دوباره به آن ملحق شدند که نشان می دهد New Wavelet قصد دارد فیلم فرانسوی را بازسازی کند. برای دستیابی به اهداف خود، یکی از تمهیدات پشتیبانی شده، فیلمبرداری از آثار آنها در جاده در منطقه معمولی است. یکی از عزیزان آنها، روبر برسون، فکری مشابه دارد، اما با یک تمایز مهم: او کاملاً بهتر از هر یک از آنها از جمله فرانسوا تروفو و ژان لوک "خدا آرد" است و تعهد او به کار هفتم بسیار مهمتر از تعهد آنهاست. br/>
برسون پس از بازگویی داستانی واقعی از وقفهای که یک زندانی در طول جنگ جهانی دوم با «Un Condamné à Mort s'est Echappé» (1956) زندگی میکرد، تصمیم گرفت فیلم بعدی خود را فیلمبرداری کند. از یک جیب بر در یک جلسه از سال 1960، برسون زیرکانه دید که فیلم 1956 در زندان شروع شد و در آزادی به پایان رسید، در حالی که برعکس برای "جیببر" است. با حفظ یک چرخه داستان از "Journal d'Un Curé De Campagne" (1951) که قرار است صفحه ای از یک کتاب درسی را نشان دهد که با صدایی خوانده می شود در حالی که دنباله همراه آن فعالیت را به ما نشان می دهد، تهیه کننده با حرفه میشل ما آشنا می شود. به عنوان یک جنایتکار، روشها و چرخههایی که یک جیببر برای بردن کیفپولها و ساعتهای قربانیانش و شخصیتهای مهمی که سعی در بازگشت به بازی به «دنیای عادی» مانند جین دارند، استفاده میکند. در تمام طول این مدت، میشل یکی از افسانه های آسیاب "برسونی" است. این نشان میدهد که او در لبه جامعه زندگی میکند، اما با دیگر افسانههای برسون شباهت ندارد، افکار علمی او به او توضیح میدهد تا سهم خود را تضمین کند و او خوشحال است که برای گروه ضروری نیست، در حالی که شخصیتهای مختلف در آثار برسون به چهرههایی غیرعادی تبدیل میشوند که آنها را مانند افراد جوان بیاعتنا میکنند. روحانی در "Journal d'Un Curé De Campagne" یا ترک تحصیل، برای مثال، Yvon بعدها در "l'Argent" (1983). همانطور که او می گوید: "چند نفر از رئیسان باید در نهایت به قانون ختم شوند". در درجهای دیگر، ایدههای اشتباه و بازیابی در سراسر اثر تا آخرین تنظیم مطلق وجود دارد که احتمالاً ذهن خلاق بینندگان بسیاری را به کار میاندازد. در حالی که من در مورد آخرین نکته هستم، برسون هرگز اظهار نکرد که تماشاگران باید قبل از فیلمهایش بیحال باشند، اما آرزو میکردند که هیجان در میان آنها پدیدار شود. این نشان میدهد که میتوانید درباره زندگی پرمخاطره میشل و آخرین سکانس محبوبش به آنچه نیاز دارید فکر کنید.
برسون گفت که فیلم او بهویژه فیلمی از نگاهها و نشانهها بود و او کاملاً درست فکر میکرد. . توالی هایی که مدیریت گرفتن را انجام می دهند با دقت و به روشی نسبتاً دور عکسبرداری می شوند. یکی از اهداف فیلمساز نیز این بود که ما را دچار افسردگی کند که یک جنایتکار را به دام میاندازد. در این نقطه، میشل در فرضیههای متقاعد شدهاش و فعالیتهای تزلزلناپذیر خود مصون میماند که نشان میدهد او نمیتواند به افرادی که مخالف او هستند توجه کند و در انزوا در جادههای پاریس پر پیچ و خم میشود. انزوای او توسط اتاق بالایی محصور که در آن زندگی می کند ارتقا می یابد. سپس برسون به طرز بی عیب و نقصی فهمید که چگونه می تواند تمایلی را که در هنگام دزدی از کسی به ذهنش خطور کرده بود، جلب کند و به وعده هایش بسیار عمل کرد. در نقطه ای که میشل مستقیماً وارد آن می شود، یک احساس خطر آمیخته با شادی به صفحه نمایش حمله می کند و زمانی که میشل با دیگر تقلب های متخصص "کار می کند" این احساس چند برابر می شود. قله در ایستگاهی که این انبوه دزدیها در چارچوب یک رقص به پایان میرسد، میپیچد. این جانشینیهای حیاتی و همچنین تلاشهای ژان، افسر پلیس و همراه میشل، ژاک برای وادار کردن او به دیدن عقل، برای ارائه فیلمی عمیقاً دایرهای و شفاف همراه است. مانند حجم مناسبی از آثار برسون، با هر تماشای اضافی بهبود مییابد.
روایتی درباره جیب بر چند سال قبل فیلمبرداری شد که در آن مدلها درباره شغل خود در شاهکار برسون و چگونگی تغییر آنها صحبت کردند. برای ابدیت زندگی می کند مارتین لاسال در حال حاضر در شهر مکزیکو زندگی می کند و او آن فرد جوان و باحالی نیست که بتوان امیدوار بود ببیند. او فریبنده و سرگرم کننده است.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
جذاب تر از هر فیلم منحصر به فردی، این نظریه برسون است که من احساس می کنم شایسته تحلیل است. او در مورد تلاش است، پرس و جو برای چیست؟ به احتمال زیاد فضیلت است، که اکثریت آن را قبول دارند، و به نظر میرسد که بیعیب و نقص بودن چیزی است که مایل به آن هستیم، آیا این فضیلتی است که بتوانیم آن را به عنوان پایهای برای زندگی در نظر بگیریم؟
من نمیدانم. رقمی که من قبل از بالتازار پایان خواهم داشت، شاید عموماً محبوب او باشد. از هماکنون، از مجله یک روحانی، میتوانم ببینم که او به سمت مسیری حرکت میکند و این طرز تفکر را توسعه میدهد. به طور قابل ملاحظهای کمتر، بسیار کوتاهتر، شکوفایی را از بین میبرد و کفهای بدون پوشش را میگذارد، بنابراین ما از چیزی که در زمان گام برداشتن است عبور میکنیم. خوبه. کشف بیشتر جهت دیگری است که بر اساس انسان ترسیم شده است.
این دوباره درباره جوانی منزوی است که با زندگی روزمره ای که خفه می شود مبارزه می کند. در ژورنال او یک وزیر جوان متعهد بود که علیرغم زندگی نیاز به صداقت آشکار داشت. با این حال افراد موجودات پیچیده ای بودند، گشت و گذار باعث شکنجه عمیق شد، تحقیقات در مورد تنش زیاد شد. در Man Got دور از جوانی مشابه تبدیل به یک زندانی می شود، به همین ترتیب از وجود درد عبور می کند، اما در حال حاضر با احتیاط، بدون شکنجه و فداکاری ادامه می دهد. برسون بود که رمانتیک ماندگاری ژورنال را از بین می برد، آنچه باقی مانده بود با شکستن رهایی از آن دنیای زندان، بی احساسی به جای رمانتیسم ساخته شد.
پس او در این دنیای بعدی چه می کند؟ باز هم جوانی مشابه، اما در حال حاضر او با تعهد به حقیقت محدود نشده است یا کاری پیش روی او گذاشته است. در حال حاضر به او اجازه داده شده دنیایی را که مردی در Got away برای رهایی از آن مبارزه کرده بود بچرخاند. بدون یک نبرد علمی یا دیگر پیش از او، او اساساً غرق در زمان است. او از فرصت خفه شده است، او نقطه ای ندارد. او خود را مردی با استعدادهای باشکوه میبیند، بهطور بالقوه یک هنرپیشه، با این حال این تواناییها را هدر میدهد تا یک جیببر در داخل و خارج از شهر باشد که حتی به دیدن مادر پژمردهاش هم نمیرود. او عموماً از کانکس کوچک خود بدون هدف واقعی به عقب و جلو می رود.
نظران ناظر به وضعیت جیب بری همانطور که در فیلم Pickpocket معرفی شده است توجه خواهند کرد، حرکتی بسیار دقیق از دست ها و حرکات، با حرکات برسون. فیلمسازی خود افسانه فیلم او را تبلیغ می کند، هر چند سرراست، به گونه ای که گویی بی زحمتی را می توان بدون تلاش مغلوب کرد، در واقع او در مورد زمان بندی دقیق و جابجایی قطعات دقیق است. دستگاه شماره یک او دقیقاً همین دور نمایش است که آنچه را می بینیم کنترل می کند. برای مثال صحنه ای مانند فیلم Man Got away که در آن هم زندانی جدید در پشت صحنه نمایش داده می شود. او این کار را در اینجا نیز انجام میدهد، اغلب با چرخیدن و رفتن شخصیتها، حل کردن سؤالات، ایجاد سوراخ و طنین. او چیزی بر خلاف طبیعی است. به احتمال زیاد این بدون تقلب است، صرفاً برای چه تلاشی می کند؟
پاسخ عادلانه ای که به من می رسد این است که ما دیگر هرگز مردی نداریم که تلاش می کند زندگی را درک کند، یا کسی که به دنبال پایانی است ، این خودها ریخته شده اند. در حال حاضر ما کسی را داریم که پشتکار میکند، اما هیچ سرنخی دقیقاً ندارد یا دقیقاً برای چه چیزی. این برسون است که به سمت تعلیق خزنده می رود که از بیرون به آن ضربه می زند. آنچه در حال حاضر پیش روی او باقی مانده است، همان چیزی است که در میان عنوان ابتدایی ترسیم می کند. چیزی مرد را از درون هل میدهد.
او همه اینها را تا انتها بالا میبرد، و من میپذیرم که با فکر کردن به احتمال زیاد خودش ناراضی بود. او به احساسات گرایی خود باز می گردد، جایی که هموطن جوان شکنجه شده عشق را برای او ذخیره کرده است، با این حال عشقی متفکرانه که احساس می کند به دست نیامده است، فقط چیزی در مورد اسیر شدن او توسط او معتبر به نظر نمی رسد. این خاله اوا گرین است.
بنابراین این کار به کار خود رسیدگی کرده است، یک خود و یک دسته از مشکلات را کنار گذاشته و آنها را با دیگری جایگزین کرده است. به سمت بعدی او، که به نظر می رسد پیش نویس دیگری از طرز تفکر مشابهی باشد، و پس از آن بالتازار در اطراف پیچیدگی قرار دارد. من در حال حاضر می پذیرم که نمی توانم مخالف شریدر نباشم.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
در آغاز Pickpocket، قبل از تیتراژ اولیه، برسون انتظار داشت که فشار بیاورد که این سواری هیجان انگیز اشتباهی نیست. او فهمید که از طریق تصویر و صدا به دنبال این است که رویای بد یک هموطنان جوان را به دلیل کمبود تجربه در گرفتن، که به آن مقید به آن نبود، منتقل کند. این یک گزارش خطا و رستگاری است
با الهام گرفتن از فیلم برسون و در پی مشاهده بخشی از فیلم های او، دقیقاً متوجه شدم که او چقدر از بازیگری رسا بیزار است. برسون میخواهد هیچ تمایل یا تعادلی از سوی هنرمندانش نشان ندهد. صرفاً نگاههای شفاف و لباسهای کهنه را نشان میدهد و صدای صحبت کردن را یکنواخت میکند - طبیعت ساده او. با این حال، من معتقدم که در تمام این مدت، او پیوسته از تماشاگر به فیلم استقبال می کند، زیرا در آن ظواهر، ما آنچه را که برای آنها می آوریم می بینیم و می بینیم. و هنگامی که تماشاگر نقش خود را بفهمد، تداعی بسیار عمیق فرو می رود.
ما هیچ سرنخی در مورد دلایلی که قهرمان (میشل) را به سمت گرفتن سوق داده است نداریم و هرگز نمی بینیم که او از محصول خود استفاده کند. سرقت ها برسون تأثیرات را نشان میدهد، نه علتها را، که با توجه به دایره از ما دوری میکند، اما هدفمند است که باعث شود ما قبل از درک احساس کنیم. نتیجه میگیریم که این انگیزهای است که میشل میپذیرد، زیرا وقتی از آن دست میکشد بسیار خوشحال میشود، او در حال تسلط است.
در سرتاسر فیلم، فعالیت جیب بری مشتاقتر به نظر میرسد، و درمان اجرایی سختتر میشود و گروهی جذاب را به وجود میآورد که نشان میدهد جیببرها بهتدریج در ایستگاههای خط راهآهن و قطار کار میکنند. در طول یک سری فیلم برداری سریع، دوربین به طور بی عیب و نقص آنها را با نقاط، فواصل و یاتاقان های به سرعت در حال تغییر منعکس می کند. با ویرایش توانا تکمیل شده است.
من با یک ضربه قابل توجه Radiohead همراه هستم و هنوز نتوانستم کمکی به ایجاد ارتباط در اینجا بکنم. این فیلم، مشابه کاری که گروه اغلب انجام می دهند، تصویری باشکوه از فاصله و شورش ارائه می دهد. به نظر می رسد که دوربین بی سر و صدا از میشل پیروی می کند یا به خاطر ظاهر او محکم می ماند. او با عناصر محیطی خود بیگانه است. دوربین در بیشتر موارد موقعیتی نزدیک و شخصی می گیرد که باعث ایجاد احساس تفرقه بین او و اطرافیان می شود. به همین ترتیب، احساس ترک پیش از بزرگسالی و ورود به بزرگسالی وجود دارد. تظاهرات دزدی باید به عنوان تظاهرات شورش، اخراج جامعه قابل مشاهده باشد. با این حال، ما مناطقی از قدرت را برای اشتیاق به وجود و یافتن نقطهای در این دنیا احساس میکنیم.
میشل یک مرد سرکشی خوشحال است. در بحث با بازبین، او فرضیه خود را در مورد موجودات رایج مطرح کرد، که ممکن است از قوانینی که دیگران از آنها پیروی می کنند مستثنی باشند (بسیار به یادآوری برندون از طناب هیچکاک کمک می کند). در هر صورت، بعداً در فیلم Pickpocket، میشل عمداً تلاش می کند تا یک پلیس جعلی را به جیب بریزد، صرف نظر از اینکه به او مشکوک است یا نه. همچنین، هنگامی که او گرفت، او هیچ پاسخی نشان نمی دهد. انگار داره درخواستش می کنه شاید این روش احیای او باشد (اینکه خود را گول بزند تا دروازه بان خود را در نهایت تسلیم مقررات افراد عادی کند). یا شاید نتوانسته باشد با این وجود تسلیم انگیزه اش شود. به هر حال، فیلم هیچ انگیزه ای نشان نمی دهد
"اما این تجربه و روش غیرعادی آن، دو روح را به هم پیوند می دهد که ممکن است به نوعی هرگز ملاقات نکرده اند". اینجا احساس صافی از سرنوشت وجود دارد. در پایان قوی فیلم، میشل به دنبال احیای خود است. افشای ستایش او به ژان باعث می شود که سرانجام او را نجات دهد. جیب بری تحقیقی مهربانانه در مورد ظرافت انسانی و یک اثر هنری از اقتصاد داستانی است.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
جیب بری رابرت برسون در بهترین حالت برای من بود، در حالی که نشان می داد یک جوان فرانسوی، با امکانات کمی، که تخصص تقلب کیف پول، پول، و ساعت را از ساکنان ناآگاهی که در خیابان های پاریس قدم می زدند، یاد می گرفت. هنگامی که او به یک لباس ملحق می شود، مشاهده باز شدن جیب بری شگفت آور است، به ویژه در نحوه حرکت انگشتان و دست ها از جیب و کیف کت (و شلوار جین) یک مصدوم به دیگری. این واقعاً یک هنر عالی است که دوربین برسون بی عیب و نقص را ثبت می کند. این یک شگفتی در فیلم Pickpocketسازی است. دوربین یک کیسه یا پول نقد را که از کیف پول خارج شده است تشخیص می دهد، جایگزین چشمان مارتین لاسال با دیدن آنها می شود و به ما امکان می دهد بفهمیم که چگونه همه چیز آشکار می شود، معمولاً با موفقیت اما نه قابل اعتماد. جالب اینجاست که به یاد ماندنی ترین آزمایش واقعی لاسال - حذف پول نقد از یک کیف در طول یک مسابقه اسب دوانی - تقریباً در حال مرگ او بود، در حالی که آخرین جیب بر (عمل دردسرساز و غیرمنطقی تلاش برای کشیدن یک رول چاق (به معنای واقعی درست در مقابل او بود. توسط "پیروز" که باید یک علامت مشکوک می بود؛ قرعه کشی به سادگی بیش از حد عالی بود) از جیب درونی کت کسی که *پشت** او ایستاده بود در نهایت به یک اختلاط مهم تبدیل شد. گروه قطار، به عنوان سه جیب بر کار سوار شدن به مسافران مختلف، یک ناک اوت است.
در نهایت، جیب بر در مورد پریشانی و میل رانندگی به گرفتن از دیگران برای کمک به خود است. بعضی اوقات، طعمه جیب بری در حال شکل گیری عادت است. ارائه LaSalle محتاطانه است و هرگز بیثبات یا اغراقآمیز نیست. نحوه واکنش او به خطرات علیه کسبوکارش، نشانههای غیرقابل انکار مبنی بر مرگ مادرش، حضور مداوم پلیس برای لغزش او، با احتیاط مشخص است. d فرار او از به دست آوردن احساس مالکیت با وجود تخلف. ماریکا گرین همسایه ی بیچاره ی نیازمند است که بدون مراقبت مادر لاسال را زیر نظر دارد و بارها از او التماس می کند که او را ببیند. در آغوش گرفتن لاسال و گرین با یک ورودی زندان بین آنها به سمت انتها تصویر بسیار قوی است زیرا چیزهایی که آنها را به این نقطه می رساند. پیش از این، آن دو از این یقین دوری کردند. ژاک (پیر لیماری) همدم میشل و قطبنمای اخلاقی لاسال است که سعی میکند او را به دور از زندگی جیببازی کنترل کند و از محل سکونت متلاشی و فروتنانهاش بیرون بیاید. میشل با بازگشت از تجربه جیب بری اروپایی، اساساً به همان اندازه شکسته و تهیدست است که قبل از ترک پاریس با این هدف که حضور پلیس در زندگی اش کاهش یابد. ژاک که از رابطه جنسی بین همراهانش مطلع می شود، ناپدید می شود در حالی که ژان گرین از بچه ای که از رابطه سرد آنها آمده مراقبت می کند. این امر او را ترغیب میکند تا به روشهای جیببازیاش ادامه دهد.
این مدلی عالی است که من میتوانم تصور کنم که افسون را به وجود یک عمل اشتباه معنا میکند، انگیزهای که زمانی به وجود میآید که کسی در انجام آن عالی عمل میکند. کنار بیایید، و چگونه طعمه توقف نکردن می تواند با سرپوشی که در یک سلول زندان محفوظ است به پایان برسد. برسون سعی نمیکند به بند قلب شما دست بزند، او داستان این مرد را به شما نشان میدهد و او را وحشیانه قضاوت نمیکند. او در یک گواهی وجود دارد که همیشه خیرخواه یا مرفه نیست. در این زندگی قهرمانها و شکستهایی وجود دارد: افرادی که آن را بهتر از دیگران دارند، و میشل برای خودش به گونهای میجنگد که غیرقانونی است اما پاسخ اصلی به اوست.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
در حالی که در فیلم Pickpocket مردی دور شد (1956) قهرمان به معنای واقعی بازداشت شده و به صورت مجازی آزاد است، در جیب بری قهرمان به معنای واقعی آزاد است اما به صورت مجازی بازداشت شده است. سپس هر دو حالت سخت آنها به حالت فیگوراتیو خود تغییر می کند - همانطور که در اکثر فیلم های برسون، روح پیروز می شود.
اگرچه برخلاف ادعای گذشته من، برسون از دنیای واقعی خودداری نمی کند. در واقع، او یک بار در یک جلسه بیان کرد که او "وسواس واقعیت" است. تصویر او از آیتم ها و پیشرفت ها ساده و در عین حال دقیق است، همانطور که اغلب غیرقابل انکار است. این به بهترین وجه در یک گروه کاملاً سازمانیافته در قسمتی از فیلم به تصویر کشیده میشود، جایی که میشل و لوازم جانبی او چند مسافر قطار را به جیب میزنند. «باله تصاویر»، همانطور که راجر ایبرت آن را به تصویر کشید، زیباترین صحنه سرقتی بود که تا به حال شاهد آن بوده ام.
میشل مانند تراویس بیکل در تاکسی اسکورسیزی (1976) دچار دلسردی و اعتقادات فرهنگی غیرمنطقی می شود. او از جیب بری به عنوان منبعی برای لذت استفاده می کند و وابسته می شود. او تصور میکند که به نحوی بهتر از هر شخص دیگری است، و این را به خاطر انجام کار نادرست سرزنش میکند. هر چقدر هم که ممکن است غافل به نظر برسد، در نهایت به تمرکزهای مفیدی تبدیل می شود که مورد علاقه فلسفی هستند. به عنوان مثال، میشل با حسابرس مخالفت میکند: «آیا نمیتوانیم بپذیریم که مردان با استعداد خاص، با استعداد دانش، توانایی یا حتی فاضل، و به این ترتیب کلیدی برای جامعه، بر خلاف زوال، باید اجازه داشته باشند که از مقررات موجود سرپیچی کنند. موارد خاص؟" بدیهی است که میشل از خود به عنوان یکی از "ابرمردان" بحث می کند.
شما می توانید به ویژه اجزای منفرد تفکرات برسون را در شخصیت میشل مشاهده کنید که میشل در رابطه با فرضیه "ابرمردان" خود معنی می دهد، " (جهان) اکنون درهم و برهم است. این می تواند آن را درست کند." برسون بارها و بارها دیدگاه بدبینانه خود را نسبت به فیلم فعلی اعلام کرده است، و اینکه چگونه نمایشی بودن آن (مخصوصاً احساس متفکرانه و بازی گویا) آنچه را که فیلم در نظر گرفته شده است از بین می برد.
فیلم در نهایت اثیری به اوج می رسد. صحنه، جایی که ژان، زن جوانی که میشل داشت کمک می کرد (همانطور شبیه به راننده تاکسی که در آن تراویس بیکل از آیریس محافظت می کند)، او را در زندان ملاقات می کند. میشل تصدیق میکند که شیفتهاش شده است و آنها از طریق میلههایی که آنها را متفاوت میکند با هم تماس میگیرند. او توضیح میدهد: «اوه، جین، چه راه عجیبی را برای ملاقات با تو نیاز داشتم!»
کلید سبک برسون، فلسفه دروننگر است. در حالی که او آنچه را که اتفاق میافتد ارائه میکند، به تماشاگر قدرت میدهد تا از ذهن خلاق خود برای پاسخ به این که چرا نتیجه داده است، استفاده کند. به عنوان مثال، ما در ابهام مانده ایم که چرا میشل سعی می کند مادر شرور خود را ملاقات نکند. او از طرز تفکر غیرمنتظره و در عین حال فاضلانه خود چشم پوشی می کند: با فرض اینکه تماشاگر را به اندازه کافی خسته کرده باشید، آنها هیپنوتیزم خواهند شد. با این حال، من نیاز داشتم که دو بار فیلم Pickpocket را تماشا کنم تا کاملاً به فلسفه ثابت او اکتفا کنم، حتی اکنون در واقع سعی می کنم تجربه تماشای یک فیلم برسون را با کلمات به تصویر بکشم.
این را خواهم گفت: سرگرم کننده است که چگونه جیب برنده هرگز ورودی خود را قفل نمی کند.
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
از آنجایی که دیدگاه ثابتی را برای جیب بر بهعنوان عالی دیدم، علیرغم اینکه راجر ایبرت، کارشناس، آن را در فهرست بهترین فیلمهای ساختهشده قرار داده است، من انتظار یک اثر هنری دیگر را در رگههای «مردی فرار کرد» و «آو هاسار بالتازار» برسون داشتم. " من جیب بر را دو بار تماشا کردم و متأسفانه هر بار درگیر هر چند گیج بودم آن را ترک کردم. رویه برسون در فیلم Pickpocket مانند کار ارنست همینگوی یا ریموند کارور است که به عنوان نسخه چاپی ضبط شده است - یک اعتدال بدون تحریف با وجود منظم روزانه که به اصول خود رها شده است، هر چند انرژی خارقالعاده کم شده است. شخصیتهای فیلم برسون بیاحساس هستند، و بیوقفه نگاه خود را به شکلی نقش میدهند که انگار احساسات واقعی خود را از دوربین پنهان میکنند. متأسفانه نمی پذیرم که این روش برای درک واقعی زندگی از «جنایت و مکافات» داستایوفسکی مشروع بود. رمان داستایوفسکی طولانی، قطور و مملو از تأمل های طولانی در روح انسان بود. برعکس، جیب بر کوتاه (75 دقیقه)، قطع و بررسی فلسفی ناچیزی است. صحنههای گفتمانی کوتاهی وجود دارد که اعتماد نیچهای میشل شخصیت عنوان را به اوبرمنچ نشان میدهد که میتوان به او اجازه داد تا کیفیت اخلاقی سنتی بیرونی را برای پیشبرد تخیلی جامعه زندگی کند. با این حال، ما هرگز هیچ احساسی نداریم که او فردی باهوش است، به شدت مطالعه می کند، یا حتی یک ایده منحصر به فرد دارد. مجموع چیزهایی که ما داریم، یک هموطن جوان احمق است که کمی کار را تحمل نمی کند و تسلیم انگیزه هایش برای دزدی می شود.
چند چیز کلی در مورد جیب بر وجود دارد: حرکت برسون جیب بری ها شبیه به رقص بیانی دست نخورده است. نمایش شخصیت های او عالی است - به نظر می رسد ماهیت هر یک چیزهایی را با کار کمی از سرگرمی های واقعی منتقل می کند. با این وجود، چند مسئله وجود دارد. راهبردی که پلیس برای دستگیری میشل استفاده میکند بسیار دور از ذهن است. به همین ترتیب، نمیتوانستم احساس کنم که بخشهای عظیم و قابل توجهی در اتاق تغییر حذف شدهاند. آخرین ویترین درمان عمیق میشل با جین در انتها ممکن است ناگهان ظاهر شود، اما با وجود هیچ سابقه یا همکاری قبلی بین این دو، به نظر می رسد که ناگهان ظاهر شود. همانطور که چند داستان کوتاه به عنوان کتاب در نظر گرفته شده است، این یک داستان ذهنی طولانی و بررسی است که به چیزی شبیه به یک فیلم کوتاه کاهش یافته است. با در نظر گرفتن همه چیز، ممکن است در مقطعی «جنایت و مکافات» را به عنوان یک داستان کوتاه تصور کنید؟
من این گزینه را داشتم که حتی بخشهای بحث برانگیزتر را در فهرست فیلمهای فوقالعاده ایبرت ببینم، مانند روایت «دروازههای بهشت» یا «تب شنبه شب» اثر ارول موریس در سال 1978. تنها فیلمی که فکر می کنم ایبرت در آن اشتباه کرده است. چه کسی می داند، شاید او بازخوانی گسترده تر و کامل تری از فیلم را دیده است؟
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
از رئیس روبر برسون (Au Hasard Balthazar، L'Argent)، عنوان این فیلم، که در کتاب 1001 تصویر متحرک که باید در نظر بگیرید قبل از گاز گرفتن غبار یکی از قسمتها باشد، برجسته شده بود، خاص و ارزشمند به نظر میرسید. با تماشای جیب بر فرانسوی خوشبین بودم. اساساً در پاریس، فرانسه زندگی میکند، میشل (مارتین لاسال)، همکار جوانی که علاقه و تخصصش را در جیبچینی پیدا میکند، به عنوان مثال، انگشتانش را به داخل میبرد یا کیفها و کیفهای دستی را از جیب مردم فرار میدهد. زمانی که برای اولین بار در یک صحنه مسابقه اسب دوانی انجام می دهد، سریعاً او را دریافت می کند، اما بازرس (ژان پلگری) او را به دلیل عدم وجود مدرک تحویل می دهد، و به او اجازه داده می شود که پول نقد را دریافت کند، و مدتی بعد معلوم می شود که برای او مهم است. جمعی از جیب برهایی که توانایی های بیشتری به او نشان می دهند. میشل به دیدن مادرش (کارت اسکال) می رود و به همین ترتیب با جین (ماریکا گرین) ملاقات می کند که از او می خواهد که به طور منظم تری به دیدنش برود، و او این فرصت را دارد که در حین بیرون از شهر با برچسب همراهش، او را بهتر بشناسد. ژاک (پیر لیماری) همراه است، اما پس از اینکه در جشنواره ساعت می گیرد، این را ترک می کند. او باید بخشی از مسئولیت خود را با بازدید از ناظر و نشان دادن کتابی که در مورد جیب بری ماهرانه به دست آورده است، مرتب کند، با این حال پلیس به ندرت به آن نگاه می کند، با این حال او به کانکس خود باز می گردد و می فهمد که بازپرس در حال فرار از او بوده است. آنجا بود تا پلیس بتواند از طریق اتاق زیر شیروانی او را نگاه کند، اما آنها از ردیابی ذخیره پول غافل شدند. مادر میشل میگذرد، و او با ژان به مراسم خاکسپاری میرود، و بعد از آن ناظر به او میگوید که قبل از لگد زدن به سطل مقداری پول نقد از او گرفته شده است، او فکر میکند فرزندش این کار را انجام داده است، اما او این کار را نمیکند. او را دستگیر کنید و او از کشور می گذرد تا زندگی عادلانه خود را بدون هیچ اشتباهی ادامه دهد، اما به طور کلی از هزینه های نقدی خود برای مشروبات الکلی و خانم ها صرف نظر می کند. در پایان میشل به فرانسه برمیگردد، و برای ژان چه هویتی حیرتزده میشود که متوجه میشود با ژاک مادری جوان کرده است، با این حال آنها ازدواج نکردهاند و او چیزی نداشته است، بنابراین او دوباره شروع به کار میکند تا به او و بچه کمک کند. ، با این حال او تسلیم اغوا می شود و به جیب بری بازگشته است. در نهایت میشل با یک دزدی تایید شده توسط جیب بری دستگیر و زندانی می شود، و در زندان است که با ملاقات های معمول او می فهمد که واقعاً ژان را دوست ندارد. علاوه بر این، کاساگی به عنوان لوازم جانبی، پیر اتایکس به عنوان دستیار و سزار گاتگنو به عنوان بازرس جنایی. سرگرم کننده رانندگی LaSalle واقعاً به ندرت از هیچ نگاهی برای ایجاد یک فرد جذاب استفاده می کند که مطمئن نیستید باید متفکر باشید یا نگران باشید. تقریباً اتفاقی که در حال رخ دادن بود، و به طور مثبت یک نمایش اشتباه به اندازه کافی جذاب بود. عالی!
دانلود فیلم Pickpocket 1959 (جیب بر) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
من که از قبل او هاسار بالتازار را از برسون دیده بودم، که از آن ناامید شده بودم، با وجود شیوه اغلب عقیم او در برخورد با فیلمسازی، همچنان به کار او علاقه مند بودم. متأسفانه، در حالی که هنوز عالی است، جیب بری آن فیلمی نیست که انتظارش را داشتم. با طول کمی بیش از 70 دقیقه، این عجیب است که جزئیات زیادی را بدون توجه به اینکه آهسته به نظر می رسد، بررسی می کند، اما به طور مثبت هیچ عذابی ندارد. مرکز فیلم، میشل است، با بازی مارتین لاسال، که یک تصویر ژورنالی را در سراسر جهان به نمایش میگذارد، که داستان را با ترکیببندی بیش از حد ارائه میکند، و به همه شخصیتهای فرعی میدهد تا احساس کنند غریبهاند. با وجود اینکه بیانات بی تکلف کنترل شده لاسال هیچ بخشی از این موضوع را آشکار نمی کند، نمایش ظرافت هایی را نشان می دهد که او چه احساسی دارد و چه کاری انجام می دهد (در زمان گذشته - گویی یک معاینه متقابل پلیس یا پذیرش انواع مختلف). قهرمان عمیق تر از لباس گشاد و نگاه سردش. از آنجایی که فیلم از ظرافتهای بسیار چشمپوشی میکند، برای مثال، یک بحث ظاهراً قابل توجه 15 دقیقهای برای 2 سال تمام صرف شده در اکران، به نظر میرسد که این حساب هر چیزی را که میتوان به خاطر آورد، معرفی میکند، برخلاف دیدگاه هدف در داستان. به هر حال، این سبک تماشاگر را بیگانه میکند، و راههای خوبی برای سرمایهگذاری برای میشل بهجای احساس کردن دیدگاهاش.
جذابترین دقایق Pickpocket گروهبندیهای ماهرانه دزدی با فریب است، این عکسها قهرمان را بسیار بیشتر پرورش میدهند. قابل توجه از همکاری او با شخصیتهای مختلف است، زیرا دوربین چشمان میشل را قرض میدهد و یک نمای نزدیک از ساعتی روی دست عجیبتری هیجانانگیز میشود. فیلمبرداری یک بدنه عریض سرراست را در سرتاسر خود نگه میدارد و به سادگی قابل درک است، زیرا فیلم از نشانههای محتاطانه بیتفاوتی از گامها، به هم زدن لباسها و تماس دستها با اشیاء استفاده میکند که حس تنش برجستهتری نسبت به یک امتیاز با سرعت به آن میدهد. موسیقی اغراقآمیز مختصر که داخل و خارج میشود، مانند تکنیک تغییر نسبتاً خام برای محو کردن به تاریکی و سپس تار شدن در صحنه زیر، نادرست به نظر میرسد. عبارات و لباسهای بیتفاوت نشاندهنده فیلم نوآر است، با این حال این شخصیتها بهطور قابلتوجهی بیاهمیتتر از نمادها هستند، در حالی که اصالت تازهای مانند نئونوآر دارند. جیب بر واقعاً ماهیت پاریس را می گیرد. بیتردید جیب بر جذابی در مورد دعوت اخلاقی است، صرف نظر از این که من احساس میکنم که در نهایت به دلیل کجنقل بودن و ناروشن بودن آن به نتیجهای کمک میکند. جیب بر به نظر می رسد که یک نمونه اصلی است، اما از طرف دیگر درهای باز خراب بسیاری برای روایت فشرده تر وجود دارد. من در هر صورت برسون را تا زمانی که شاهکار او را پیدا کنم تحقیق خواهم کرد.
7/10
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد اکانت خود شوید.