در حال دریافت لینک های دانلود بدون سانسور
فیلم Secret of the Incas 1954... لطفا منتظر بمانید ...
یک ماجراجو در جنگلهای پرو در جستجوی گنجینه ای پنهان است و...
یک ماجراجو به دنبال گنج پنهان در جنگل های پرو است....
دانلود فیلم Secret of the Incas 1954 دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
Secret of the Incas تجربه بنیادی مردانی را که از نزدیک در رانندگی و حمایت از آنها در چارلتون هستون، رابرت یوثفول و توماس میچل آشنا هستند به نمایش می گذارد. ستاره های زن در اکثر موارد کمتر در ایالات متحده قابل توجه هستند. نیکول موری، با تلفظ ضخیم فرانسوی، با اختلاف زیادی، بازیگر اصلی است که در نقش یک فراری رومانیایی غیرقانونی بازی میکند که میخواهد وارد ایالات متحده شود. در ماچو پیچو، او ظاهراً 2 آمریکایی داشت که به او علاقه داشتند و می توانستند او را برای رسیدن به ایالات متحده کمک کنند. Yma Sumac، هنرمند محلی کچوا، محدوده اکتاو شگفت انگیز خود را در چند رویداد نشان داد. هر چند که ممکن است، آواز معمولی او پریشان و بی صدا است. من خیلی قدردانش نبودم، علاوه بر تایید خوانندگی او. گلندا فارل به عنوان یکی از مشتریان تعطیلات هستون با توجه به هستون نقش کوچکی ایفا کرد.
هستون و میچل در حال تلاش برای رسیدن به مصنوع افسانه ای درخشان اینکاها هستند که برای مدت طولانی گم شده بود. در هر صورت، با حداقل هزینه، چگونه به ماچوپیچوی دوردست میرسند؟ اینجا جایی است که کمک نیکول در گرفتن موتور با کلید زدن مذاکرهکننده رومانیاییاش، این موضوع را برای هستون حل میکند. به طرز تکان دهنده ای، میچل بعدا ظاهر می شود. نحوه ورود او مورد سوال قرار نمی گیرد. علاوه بر این، آنها از ردیابی یک کمپین باستان شناسی که در حال حاضر در آنجا به سرپرستی Youthful انجام می شود، شگفت زده شده اند. او بیشتر مشتاق ردیابی مومیاییها و کنجکاویهای کمتر از آفتاب بود.
در زیر، چند سؤال یا نظر دارم:
1) چرا میچل (اد مورگان) یک تیرانداز را برای کشتن، زخمی کردن یا ترساندن (معلوم نیست که انتظار می رفت) هستون، نزدیک به شروع فیلم، استخدام کنید. میچل تضمین کرد که او به سادگی تلاش میکند تا هستون را بر هم بزند، که به نظر خوب نمیرسد. هستون سنگ کوچکی داشت که روی آن حکاکی شده بود که میچل به آن نیاز داشت، زیرا او در کنار هستون احساس میکرد که میتواند او را به آفتابزدگی برساند. هستون آن را به او نشان نمی داد. با فرض اینکه هستون مرده بود، احتمالاً می توانست سنگ را بگیرد. این که هستون چگونه این سنگ را به دست آورده بود بسیار مبهم بود، اما برای سنگی بزرگتر که اکنون در مرکز تاریخی کلیسای کوسکو قرار دارد ضروری بود. هستون به این نتیجه رسیده بود که سنگ کوچک تنها حاوی تکهای از حکاکی است که به او اعتماد میکند، با داشتن ذهن خلاق روشن، نحوه ردیابی آفتابزدگی را توصیه میکند. دراز کشیده روی سنگ بزرگ بود. آنها با هم صدای خوبی برای او داشتند.
2) من نمیدانم که طرحی که در صخرههای ذکر شده قبلی بریده شده است، چگونه کار میکند، مگر اینکه یک ستون نور بسیار جمعشده در محل دفن مبهم در داخل آن باشد. مدتی قبل، زمانی که آفتاب سوختگی پوشانده شد، آنها لامپ های الکتریکی نداشتند، بنابراین می تواند شامل ساخت لوله ای باشد که بتواند نور منبع مصرف کننده را متمرکز کند، زیرا خورشید قابل مشاهده نبود.
3) چرا نیکول (النا) هنگامی که سعی داشت از رومانی به ایالات متحده برود، با همه چیز برابر بود، به بولیوی پرواز کرد؟ آیا این درست است که او اساساً یک پناهگاه غیرقانونی بود، یا معمایی کسل کننده درباره او وجود داشت؟
4) چگونه هستون تصور می کرد که دقیقاً 119 جواهر و 243 سنگ الماس دیگر در آفتاب فرو رفته است. ? آیا او به یک ترکیب قدیمی که چنین گفته بود نزدیک شد؟
5) چه کسی آن پانتون الاستیک بادی را که هنوز در گونی خود قرار داده بود، در نزدیکی جریانی که هستون و نیکول برای رسیدن به ماچو پیچو باید کاوش می کردند، قرار داد؟
6) THE پناهگاه خورشید قبلاً در کوزکو بود، اما مدتها قبل ویران شد و یک جماعت به جای آن کار می کرد. شاید پناهگاه خورشید جایگزینی در ماچو پیچو وجود داشته باشد؟
7) چرا مذاکرهکننده رومانیایی در صورتی که هواپیمای او گرفته شده باشد، همانطور که میچل توضیح داد و با هواپیمای هستون و نیکول وصل میشود، اهمیتی ندارد. دزدی کرد؟
8) در یک نقطه، نیکول ظاهراً تصمیمی بین ترک ماچوپیچو با هستون یا جوانی داشت. جوان مردی عبوس، قد بلند، جذاب، صمیمی، مدرسی بود، که او می گفت با او احساس رضایت می کرد، با این حال او نسبتاً سن داشت، در تضاد با شخصیت جوان تر هستون. هستون مردی متکبر، خودپسند، تیزبین، جنگجوی ثروت بود، از آن دسته از مردانی که خانم های متعددی دوست دارند، اما به طور کلی عجیب و غریب خواهد بود. او احتمالاً از انتخاب او مبهوت شده بود تا آفتابزدگی را به مردم محلی بدهد تا در پناهگاه خورشید قرار دهند، نه با بلند شدن با آن. به هر حال، او یک یادگار طلای سادهتر را برداشت که به عنوان هدیه تعهد برای او فراهم کرد.
اگر جالب به نظر می رسد، از هم اکنون آن را در YouTube ببینید.
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد اکانت خود شوید.