در حال دریافت لینک های دانلود بدون سانسور
فیلم Teen Kanya 1961... لطفا منتظر بمانید ...
داستان اول در مورد "ناندا" است که کلکته را ترک می کند تا در اداره پست یک دهکده دورافتاده کار کند.داستان دوم در مورد دانش آموزی به نام "آمولیا" است که پس از به پایان رساندن امتحاناتش به دهکده اش باز می گردد...
دانلود فیلم Teen Kanya 1961 دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
مجموعه ای از سه داستان که در ابتدا توسط رابیندرانات تاگور ساخته شد و در اینجا توسط ساتیاجیت بیم تنظیم شد. نمیدانم آیا قرار بود سوژهای معمولی وجود داشته باشد یا خیر، با این حال هر کدام رابطه یک دختر با یک جوان و ولع اساسی آنها را در طول زندگی روزمره نشان میدهند. (من می گویم "دختر" اما در داستان اصلی، فرد اصلی یک خانم است). یکی نیاز دارد از یک مربی به دست بیاورد، دیگری ثروت می خواهد، و آخرین نیاز خشمگینی برای آزادی دارد. فشار زمانی نتیجه میگیرد که این خواستهها به خطر بیفتد. روایتها اساساً آگاهانه هستند که به خوبی به آنها میآید، و با در نظر گرفتن این که ماهیت چاپی که من دیدم برجستهترین نبود، ماهیت فیلمسازی قوی است، فیلمبرداری قوی و موسیقی خارقالعاده را با داستانهایی ترکیب میکند که احساسات مختلف را تحت تأثیر قرار میدهد. .
مدیر پست یک هموطن جوان دارد که از کلکته به شهری کوچک می آید تا شغل یک مدیر پست را بپذیرد و در آنجا با کارگرش، یک خانم جوان ولگرد دوست می شود. علیرغم تمام وظایفش، او به او کمک میکند تا یک دیوانه نزدیک را مدیریت کند، و همچنین به او کمک میکند تا وقتی تب جنگل گرفتار میشود، او را به سلامت برگرداند. در همین زمان، او شروع به نشان دادن نحوه خواندن و نوشتن بنگالی می کند. این داستانی است درباره عذاب انزوا از کسی که تحت تأثیر قرار گرفتهاید، که در ابیات موسیقی مرسوم طنینانداز میشود که بخشهایی از افراد مسن که مردان در یک شب مینوازند. بیم صحنه بسیار مناسبی را به ما ارائه میدهد وقتی بچهکوچولو در حوالی عصر هنگام ابتلا به پستچی میآید و او را درک نمیکند. همانطور که از آن عکس گرفته شده است، او تقریباً ماوراء طبیعی به نظر می رسد. با این حال، این احساس این یکی است که بیشترین تأثیر را دارد، بنابراین تماس، بنابراین با نحوه مکرر اتفاقات زندگی مطابقت دارد.
Monihara (جواهرات گمشده) درباره همسری است که بدون توجه به هر چیز دیگری جواهرات می خواهد. ، و دائماً طرفدار مهم خود را وادار می کند تا قطعه ای را به او برساند. زمانی که تجارت او دچار آتش سوزی می شود، تاکید می کند که باید مقداری از آن را پس بگیرد و با کمک یکی از پسرعموهایش فرار می کند. طرح کلی داستان باعث میشود که خالق با مردی روپوشپوش صحبت کند که با او روبرو میشود و طوری صحبت میکند که انگار غیرجسمی است، حال و هوای شبحآوری ایجاد میکند، و در تمام طول فیلم ما این تمایل را پیدا میکنیم که اتفاق خارقالعادهای در جریان است. به عنوان مثال، هنگامی که مرد از پشت به سمت نیمه بهتر خود حرکت می کند و او از پنجره خانه ای که به دست آورده اند نگاه می کند، بیم دوربین را به تدریج با صدای موسیقی تکان دهنده حرکت می دهد، صحنه ای شگفت. من کاملاً موسیقی متنی را که Beam به ثمر رساند، دوست داشتم. این خزنده و پیش گویی است و بی نظمی طمع و قطع رابطه این زوج را کاملاً منعکس می کند. او یک خانم دوست داشتنی با صدای فوق العاده است، و واقعاً افتضاح است که شخصیت او فردی به خصوص سطحی است. ما از خالق میفهمیم که با فرض اینکه شخص مهم او قویتر باشد، او را بیشتر گرامی میدارد و به او احترام میگذارد. او به ما میگوید: "او نمیدانست که در مسائل دل، نیروی حیوان است، نه تردید سرکش که واقعاً کار میکند. یک خانم به چیزهای بیرحمانهتر، شبیه انبه سبز تیز و فلفل دلمهای تند تکیه میکند." در حالی که این خیلی فوری است، من عاشق روش فوقالعادهای بودم که داستان دقیقاً به ما نشان نمیدهد که پس از رفتنش دقیقاً چه اتفاقی برای او میافتد و به تماشاگر اجازه میدهد فضاها را پر کند. این فقط یک داستان کوچک بدیع و عذابآور است.
داستان آخر، Samapti (تصمیم) یک همکار جوان را دارد که بعد از آزمایشهایش برمیگردد، فقط برای اینکه مادرش شروع به هل دادن او کند تا او را به هم بزند. او کارها را با دختر همراهان خانواده هماهنگ می کند، هر چند سختی او باشد، او هیچ احساسی برای او ندارد. با وجود همه چیز مساوی، او جذب یک بچه کوچک می شود که در شهر می چرخد و به بداخلاقی های مختلف دست می زند، یک ناسازگار آزاد که آنقدر مخالف نمایش اجتماعی است که از او به عنوان "دختر دیوانه" یاد می شود. برخلاف میل مادرش (و همچنین دختر) او سازماندهی می کند تا با او ازدواج کند، بدون اینکه درک کند که چیزی که او را به سمت او جذب می کند همان چیزی است که باعث می شود او را در شغل یک همسر بسیار مشکل ساز کند. مثل قرار دادن یک پرنده در محوطه است. من عاشق نافرمانی بانوی جوان (آپارنا سن) و فشار با نیمه بهترش (سومیترا چاترجی) هستم، اما به نظر می رسد این یکی کمی شل شده است، و بسته شدن کاملاً روشن به نظر می رسد، شاید برای جبران. داستان های دیگر.
به طور کلی، مجموعه ای مناسب و ارزش دیدن دارد.
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد اکانت خود شوید.