«مالکوم کرپو» (بروس ویلیس) روان شناس کودک، در شبی که در یک مراسم جایزهای را دریافت کرده، یکی از بیماران سابقش که اکنون بسیار خشمگین است را ملاقات می کند. بعد از برخورد با او، مالکوم مداوای پسربچهای بنام «کول» را قبول می کند که دقیقا همان علائم بیمار سابقش را دارد. این پسربچه روح مردگان را می بیند. مالکوم وقت زیادی را با بیمار جدیدش می گذراند، بطوری که این امر باعث ناراحتی همسرش می شود. از طرفی طاقت مادر کول از این مشکلات پسرش به سر آمده و اکنون مالکوم تنها امید کول است.
فیلم داستان یک روانشناس کودکان به نام مالکوم کرو را روایت میکند که سعی در بهبود وضعیت یک کودک دارد. این پسر کوچک که نامش کول است ارواح را میبیند و از این موضوع میترسد. کرو با او دوست میشود و سعی میکند تا کول را درمان کند…
«دکتر مالکوم کرو» (ویلیس)، روان شناس کودکان، بیماری را پذیرفته است که مشکل او خارج از حیطه ی تجربه و تخصص چند ساله اش است. این بیمار شش ساله، «کول سیر» (آزمنت) نام دارد و ادعا می کند ارواح مردگان را که همه جا او را احاطه کرده اند، می بیند.
یه پسر گوشهگیر که با ارواح ارتباط برقرار میکنه، از یه روانشناس کودک کمک میگیره...
مالکوم کرو (بروس ویلیس) یک روانشناس کودک است که در همان شبی که از وی توسط یک بیمار سابق بسیار ناراضی بازدید می شود ، جایزه دریافت می کند. پس از این برخورد ، کرو وظیفه درمان یک پسر جوان را با همان بیماریهای بیمار سابق (دونی وهبرگ) بر عهده می گیرد. این پسر "مردگان را می بیند". کرو وقت زیادی را با پسر صرف می کند تا دلخور همسرش (الیویا ویلیامز) شود. مادر كول (تونی كولت) در پایان عاقلانه است كه در مورد مشکلات روز افزون پسرش چه باید بكند. کرو تنها امید پسر است.
یک پسر ترسیده و گوشه گیر فیلادلفیا که با ارواح ارتباط برقرار می کند از یک روانشناس کودک دلسرد کمک می گیرد.
حس ششم (به انگلیسی : The Sixth Sense) فیلمی درام ، رازآلود و مهیج محصول سال 1999 کشور آمریکا به کارگردانی ام نایت شایامالان است. فیلم داستان یک روانشناس کودکان به نام مالکوم کرو را روایت میکند که سعی در بهبود وضعیت یک کودک دارد. این پسر کوچک که نامش کول است ، ارواح را میبیند و از این موضوع میترسد. کرو با او دوست میشود و سعی میکند تا کول را درمان کند اما …
پسر بچه ای که با ارواح ارتباط دارد، اما نمی داند که آنها مرده اند به دنبال گرفتن کمک از یک روانشناس کودک است ...
پسری که با روحیه ارتباط برقرار می کند از یک روانشناس کودک کمک می گیرد…
دانلود فیلم The Sixth Sense 1999 (حس ششم) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
به گفته کارگردان / نویسنده M. Night Shyamalan ، ایده ساخت یک فیلم ترسناک درباره دیدن شبح توسط کودکان ؛ اولین بار هنگام تماشای نمایش قدیمی Nickelodeon در دهه 1990 با نام "آیا از تاریکی می ترسید: با عنوان" داستان دختر رویایی "(1994) به کارگردانی دیوید وینینگ به او مراجعه کرد. وی امیدوار بود که از این موفقیت استفاده کند ، ایده ای مشابه استودیوها به عنوان یک فیلم کودکانه ، تا زمانی که بازنویسی ها موضوع فیلمنامه را بلوغ تر و فروش آن دشوارتر می کند. این تا زمانی که غیرقابل مقایسه ترین منبع با او بود ، به دنبال خرید آن بود که استودیوهای والت دیزنی بود. به نظر می رسد که دیوید وگل ، رئیس وقت تولید ، متن مشخصات شیامالان را خوانده و بلافاصله آن را دوست داشته است. بدون گرفتن تأیید شرکت ، Vogel این حقوق را خریداری کرد ، علی رغم قیمت بالای 3 میلیون دلار و شرطی که شیامالان می تواند حس ششم را کارگردانی کند. بعداً ووگل را از سمت خود در استودیو اخراج کرد و ظاهراً با فروش حق تولید به Spyglass Entertainment ، در حالی که چند حق توزیع و 5/12 درصد رسید گیشه فیلم را داشت ، به ارزش فیلم اعتماد چندانی نشان نداد. آنها هنوز پروژه را سبز رنگ کردند و سهم خود را دادند. خوش شانس برای آنها ، حس ششم بزرگترین برد قمار برنده تمام پولها در تمام دوران بود ، تبدیل به یکی از بزرگترین بازدیدهای گیشه در دهه 1990. دلایل اینکه چرا همه آن را دوست دارند ، کاملاً واضح است. طالع بینی سرد ، بازیگری و پایان پیچشی غیرمنتظره فیلم بهترین لحظاتی است که سینما می تواند به شما بدهد. این یک فیلم بسیار خاطره انگیز از یک کارگردان ناشناخته در آن زمان بود. داستان رستگاری نیز عالی بود ، با "شش حس" داستان یک روانشناس کودک دلسوز و دلسوز ، مالکوم کرو (بروس ویلیس) ، با تلاش برای درمان یک پسر بچه 9 ساله ، کول سیر (هلی جوئل) ، خود را وقف کرد. Osment) از روحیات مرده آسیب زا بودن. بدون خراب کردن فیلم ، خیلی زیاد ، بعد از دیدن حس ششم برای اولین بار بدون اسپویلر ، تقریباً غیرممکن است که بتوانید دوباره آن را بدون دیدن پیش بینی آشکار هنگام تماشای دوم مشاهده کنید. هنوز هم ، حس ششم ارزش بازنگری زیادی دارد. من عاشق این هستم که فیلم نسبت به آن هیچکاکیسم / کوبریکیسم احساس می کند ، زیرا داستان های زیادی با دقت طراحی شده بود که بدون استفاده از دیالوگ های زیاد ، با تصاویر بصری در اینجا جریان داشت. چند مثال عالی این است که چگونه رنگ قرمز هر زمان که جهان زنده ها و مردگان به هم می پیوندند برجسته است ، به دنبال آن تنفس سرد و لرز مشاهده می شود. استفاده شگفت انگیز از پیش بینی. به جنجالی که در حال حاضر توسط جلوه های فوق العاده آرایش ، میکس صدا و موسیقی متن فیلم دلهره آور توسط آهنگساز ، جیمز نیوتن هاوارد ، ایجاد شده است. مثال درخشان دیگر استفاده از تصاویر بصورت پیش فرض ، چگونگی پوشیدن لباسهای همه ، موهای معمولی آنها کمی سفید / سفید و به سختی با محیط اطراف خود ارتباط برقرار می کنند. من دوست دارم که چقدر فیلم The Sixth Senseساز خیلی مراقب بود تا سرنخ وضعیت واقعی هیچ یک از شخصیت ها را بیش از حد خراب نکند. آنها حتی نگران بودند كه نماد كول و بسیار نقل شده از آن در بیمارستان نشان داده حس ششم برای همه خراب شود. خوش شانس آنها ، هنوز هم بیشتر مخاطبان ، پیچ و تاب را نمی بینند. یکی دیگر از چیزهای باشکوه ، Shyamalan به خوبی انجام می دهد استفاده از سطوح بازتابنده مانند عینک ، آینه ها ، پنجره ها و سایر سطوح بازتابنده به دلایل نمایشی و موضوعی است. واقعاً می بینید ، مثالهای خوبی از آن ، هر زمان که ، مالکوم به همسر افسرده خود ، آنا (اولیویا ویلیامز) نگاه می کند. با این وجود ، شاید بهترین فیلم در فیلم The Sixth Sense ، حداقل برای من ، نمای نزدیک از دکمه درب نقره ای روشن در سومین اقدام با تصویر مخدوش از کول بود. برای تغییر مثبت هر دو ترسناک و شفاف بود. دیدن یک فیلم ترسناک بسیار عالی است که با داونر پایان نمی یابد. ایده بزرگ دیگر کارگردان ، ایده استفاده از زمان طولانی برای ایجاد روابط مهم شخصیت بود. این استراتژی ترکیبی را در اولین ملاقات رسمی بین کول و مالکوم مشاهده می کنیم. نه تنها ، این یک پیوند ویژه بین دو سربسته ایجاد می کند ، اما این تصور را ایجاد می کند که مادر کول ، لین (تونی کولت) و مالکوم احتمالاً در پایان گفتگو در مورد او هستند. تقریباً مخاطب را فریب می دهد. با این وجود ، اگر آنها صحبت می کردند ، گفت و گو به سر و شکل داشت. همانطور که من دوست دارم ، همه بازیگران ، به خصوص Osment. به گفته آنها برخی از خطوط کمی احمقانه بودند. یک مثال خوب برای این ، هر صحنه با لین و کول بود. با دیدن آنها ، مشاجره و بعداً ، در آغوش گرفتن در اتومبیل در مورد یک قلم زنبور عسل بامبل احساس کمی عجیب و شوخ طبعانه کرد. آنطور که باید برای من صمیمیت نبود. هنوز هم ، تونی کولت گفته است که هنگام فیلمبرداری از شدت طنین داستان بسیار متاثر شده است ، حتی تا بعد از اکران آن حتی نمی فهمید که این یک فیلم ترسناک است. به هر حال ، فکر می کنم صحنه های با مالکوم و آنا تأثیر احساسی بیشتری بر من داشتند ، از صحنه های تعامل بین سیرز با یکدیگر. به طور کلی: در حالی که ، دیالوگ نویسی بهترین نیست و می تواند توسط فیلم های بعدی بسیار تقلب کند. حتی ، کارگردان افتضاح کارگردان M. Night نمی تواند به حس ششم آسیب برساند. صرف نظر از آنچه می دانید ، به کار M. Night Shyamalan از زمان حس ششم فکر کنید. اولین فیلم ترسناک او اغلب به عنوان یکی از بهترین فیلم ها دیده می شود و من باید موافقت کنم. ارزش بررسی دارد.
دانلود فیلم The Sixth Sense 1999 (حس ششم) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
پایان غافلگیرکننده "حس ششم" چنان مورد توجه قرار گرفته است که تهدید به سایه انداختن فیلم می کند. من گاهی اوقات می شنوم که مردم چیزهایی مانند موارد زیر را می گویند: "پیچ و تاب" آنقدر واضح بود که در پنج دقیقه اول فهمیدم! " حتی ممکن است بعضی از آن افراد حقیقت را بگویند. راهی برای دانستن وجود ندارد. اما در چنین اظهاراتی تعارف زیادی وجود دارد ، و این بدان معنی است که هر کسی که این موضوع را درک نکرده باید یک مکنده واقعاً گنگ باشد. حداقل در مورد من بهانه ای دارم. وقتی اوایل سال 2000 حس ششم را برای اولین بار دیدم ، چیزی در مورد آن نمی دانستم جز این که در رابطه با یک روانپزشک با بازی بروس ویلیس و کودکی با نوعی قدرت روانی بود. من حتی نمی دانستم که این قدرت روانی چیست و یک صحنه اولیه باعث شد فکر کنم تله پاتی است. به طور خلاصه ، من تقریباً نمی دانستم که موضوع فیلم تا اواسط فیلم چیست ، بنابراین در حل رمز و راز فیلم کاملاً ذوق زده شدم.
با این حال ، برای هر کسی که راز را کشف کند سریع بیرون بیایید ، این را برای گفتن دارم: شما ممکن است باهوش تر از من باشید ، اما حس ششم را به یک فیلم بد تبدیل نمی کند. هیچکاک تمام تلاش خود را کرد تا پایان "Psycho" به بیرون نرسد. بسیاری از افرادی که امروز آن فیلم را تماشا می کنند ، پیچ و تاب را پیدا می کنند (احتمالاً به این دلیل است که از آن زمان تاکنون در تریلرهای بیشماری از آن تقلید شده است) ، اما حس ششم هنوز هم یک فیلم کلاسیک است که امروزه به خوبی حفظ می شود. پایان های غافلگیر کننده ، در نهایت ، فقط یک تدبیر هوشمندانه ، لایه های اضافی روی کیک است. آنها تفاوت بین یک فیلم خوب و یک فیلم بد را تشکیل نمی دهند. یک فیلم قبل از اینکه تعجب کند ، باید با شرایط خاص خودش کار کند.
با این حال ، نمی توان انکار کرد که پیچ و تاب در "حس ششم" به خصوص هوشمندانه است. اگر پیش بینی پیچش غیرممکن باشد هیچ فضیلتی نیست. منطقی بودن پیچ و تاب و تعجب آور بودن به همان اندازه مهم است. در بسیاری از فیلم های هیجان انگیز پیچش هایی رخ داده است که خودسرانه هستند ، جایی که طرح در ارائه نکات کافی موفق نیست. حتی یک تریلر هوشمندانه مانند "Fight Club" برای پذیرش پایان کار به کمی کشش احتیاج دارد. آنچه "حس ششم" را چشمگیر می کند این است که هرگز با پیشنهاد خیالی بودن صحنه های قبلی تقلب نمی کند. هر آنچه می بینیم واقعی است و فقط فرضیات ما را گول می زند. اگر شما را گول نمی زدند ، بهتر از این: فقط به این دلیل که فریب شعبده بازی را می دانید ، این یک ترفند بد نیست.
آنچه را که در فیلم The Sixth Sense اتفاق می افتد را در نظر بگیرید. ویلیس نقش یک روانپزشک را بازی می کند که به دلیل کمک به کودکان مشکل دار ، افتخارات زیادی دریافت کرده است. ما یک شب عاشقانه با او و همسرش را در خانه می بینیم. سپس با یک بیمار سابق درگیری زشت و خشونت آمیزی پیدا می کند. ویلیس معتقد است که شکست خورده است ، و او می خواهد با کمک به کودک جدید (هیلی جوئل اوسمنت) که به نظر می رسد با همان مشکلات (و شاید همان توانایی های) قبلی که بیمار سابقش نشان داده است ، جبران کند. اما درست همانطور که فکر می کند با اوسمنت پیشرفت می کند ، به نظر می رسد ازدواجش در حال از هم پاشیدن است. همسرش با او صحبت نمی کند و شروع به دیدن مرد دیگری می کند.
با این حال ممکن است این اتفاقات با آنچه بعداً فاش شد تفسیر شود ، فیلم موثر است زیرا در این سطح اساسی کار می کند. در یک صحنه کلیدی ، ویلیس از اوسمانت می پرسد که بیشتر از همه چه می خواهد و اوسمنت جواب می دهد: "من دیگر نمی خواهم بترسم." همیشه مشخص نیست که Osment واقعاً با تهدیدی مرگبار روبرو است. اما از آنجا که فیلم نشان می دهد او در حال تجربه یک تجربه ترسناک است ، تا زمانی که فیلم نشان می دهد چه چیزی باعث ترس او شده است ، ما احساسات خود را بر روی شخصیت سرمایه گذاری کرده ایم و وحشت برای ما بسیار واقعی است. این مرحله ای است که اکثر فیلم های ترسناک از آن غفلت می کنند ، تشخیص اینکه قوی ترین ترس ممکن است ترس از خود ترس باشد.
وقتی نوجوان بودم ، تصور می کردم که همه فیلم های ترسناک خوب باید رتبه بندی R حتی در بزرگسالی تعجب کردم که فیلمی به همان اندازه ترسناک "حس ششم" فقط PG-13 دریافت کرده است. با این حال ، در پشت نگاه ، اکثر فیلم های ترسناک مورد علاقه من ، هر درجه ای که باشند ، خشونت نسبتاً کمی دارند. مانند همه فیلم های ترسناک خوب ، "حس ششم" اجازه می دهد تا تعلیق ساخته شود و به خشونت بیش از حد و ترس های ارزان قیمت اعتماد نمی کند. پایان یک سطح اضافی از دسیسه اضافه می کند ، اما برای لذت بردن از شخص در هنگام مشاهده اول ضروری نیست. هنوز هم ، اگر تاکنون فیلم را ندیده اید و از تعجب در کمین فیلم خود بی اطلاع مانده اید ، از شما می خواهم قبل از اینکه کسی آن را برای شما خراب کند ، بروید و فیلم را تماشا کنید!
دانلود فیلم The Sixth Sense 1999 (حس ششم) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
آخرین سفر من به مالتی پلکس محلی، دیدن این بود، دومین فیلم ترسناک بزرگ سال 1999 پس از پروژه جادوگر بلر. متأسفانه برای من، فیلم قبلاً تا حدی توسط تریلرهایی خراب شده بود که تمام لحظات کلیدی فیلم را از بین می برد. من میتوانستم بدون آنها کار کنم، زیرا بیشتر وقت را منتظر میماندم تا بچه بگوید "مردم مرده را میبینم"، "...همیشه" و "او کنار پنجره من ایستاده است". با توجه به اینکه اینها بهترین لحظات فیلم هستند، تاثیر زیادی از آن کاسته شد.
با گفتن این که، حس ششم هنوز یک فیلم ماهرانه و سرگرم کننده با بازی های عالی است (چیزی که کمبود دارد) بسیاری از بلاک باسترهای اخیر) و من خوشحالم که در حال حاضر از موفقیت بزرگی برخوردار است - امیدواریم سازندگان فیلم های ترسناک به جای آخرین جشنواره گور، ذهن خود را به چیزی کمی روشن تر و روانی تر معطوف کنند. این یک فیلم بسیار کند است که هیچ اکشنی در آن وجود ندارد، دخترانی که جیغ می زنند توسط دیوانگان تعقیب نمی شوند، فقط دیالوگ های مهم و افراد واقع گرایانه در موقعیت های واقعی است. دلایل زیادی برای تماشای فیلم وجود دارد. هنگامی که ما در نهایت شروع به دیدن "ارواح" می کنیم که خود کول می بیند، فرصت کافی برای لرزیدن وجود دارد، و خود ارواح واقعاً ترسناک هستند - هم از نظر رفتار و البته ظاهر ترسناک آنها. این ترسناکها از آن دستههایی هستند که بازسازی HAUNTING میتوانست با آن انجام دهد.
بازیها از بالاترین کیفیت برخوردارند، با یک بازیگر نسبتاً ناشناخته به سرپرستی آن ستاره اکشن بزرگ، بروس ویلیس. ویلیس در تاریکترین و متفکرانهترین اجرای خود تا به حال روی میآورد و بسیاری از افرادی را که نمیدانستند او واقعاً میتواند بازی کند شگفتزده کرد. در واقع میتوانم بگویم که این بهترین چیزی است که تا به حال او را دیدهام - شخصیت او دلسوز است، و ویلیس واقعاً در به تصویر کشیدن یک مرد باورپذیر، پژمرده و ناامید از خودش برتر است. تونی کولت نیز نقش خوبی را به عنوان مادر ناامید کول ایفا می کند و با وجود اینکه او شخصیت دوست داشتنی ای بازی نمی کند و نقش نسبتاً فرعی در جریان دارد، اما همچنان یک شخصیت کاملاً قابل باور و قابل درک است و همین امر نیز می تواند باشد. درباره اولیویا ویلیامز گفت. با این حال، این هیلی جوئل اوسمنت است که واقعاً به عنوان ستاره این قطعه می درخشد، و بازی او به درستی انجام می شود و پسری را کاملاً در ترس از توانایی های غیرطبیعی خود منتقل می کند و به خود برچسب "عجیب" می زند. خوشبختانه، Osment فرصت زیادی برای انجام صحنههای "ناز" پیدا نمیکند، که من از این بابت سپاسگزار بودم.
بهجز لرزههای واقعی زیادی که در افشاگریهای کول وجود داشت که میتواند افراد مرده را ببیند، چند صحنه "پرش" بسیار زیاد برای میل من، جایی که کسی از جلوی دوربین عبور می کند و کسی جیغ می کشد. یک تغییر در گربه در کمد، واقعا. با این حال، چیزی که در ابتدا یک فیلم متوسط به نظر میرسد، ناگهان با پیچش معروف داستان تقویت میشود، که واقعاً کل درک شما از فیلم را تغییر میدهد و باعث میشود مدتها پس از محو شدن تصاویر از صفحه، به این فکر کنید که چقدر هوشمندانه بوده است. این پایان عالی بود، یکی از بهترینهایی که دیدهام، و احتمالاً اکنون که نتیجه آن را میدانم، باید دوباره فیلم را ببینم تا تمام سرنخها را پیدا کنم. حس ششم شاید بهترین فیلم ترسناک تاریخ نباشد، اما یکی از بهترین فیلمهایی است که در طول مدت طولانی داشتهایم.
دانلود فیلم The Sixth Sense 1999 (حس ششم) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
حس ششم M. Night Shyamalan اولین فیلم با بودجه بالا و بهترین فیلم است. این فیلمی است که به شدت بر ایجاد و حفظ یک فضای خاص تکیه دارد. این یک تنش روانی دارد که فقط در چند صحنه شکسته می شود (صحنه ترفند جادویی ao.). کمی تسکین خنده دار (اگرچه تنها 2 صحنه از این قبیل وجود دارد) بسیار خوش آمدید تا داستان را خیلی سنگین نکنید (تا همه بتوانند از آن لذت ببرند). اگر داستان خیلی خطی باشد، فیلمها معمولا خستهکننده میشوند.
حس ششم پایانی غافلگیرکننده دارد (بسیاری از فیلمها در سالهای بعد از آن استفاده خواهند کرد) اما همه چیز به پایان مربوط نمیشود (برخلاف برخی موارد خاص) فیلم های دیگری که برای جلوگیری از اسپویل شدن آنها نام نمی برم). داستان به خودی خود بسیار جالب است اما پایان آن گیلاس روی پای است. بسیاری از کسانی که اولین بار آن را دیدند در ناباوری بودند: آیا این درست است ...؟ بعد از چندین بار تماشای مجدد ... بله همینطور است. طرح تقریباً ضد آب است. فکر می کنم اگر شما بخواهید همیشه می توانید اشتباهات کوچک کوچک را پیدا کنید، اما من هیچ اشتباه بزرگی پیدا نکردم.
حس ششم به طرز باورنکردنی خوبی بازی میکند: بروس ویلیس دومین بازی خود را ارائه میکند (12 میمون بهترین بازی اوست)، هیلی جوئل اوسمنت (بازی او در A.I نیز عالی است، سایر فیلمهای او نیز عالی است). اغلب اجراهای ناامیدکننده بودند)، تونی کولت اولین نمایش از یک سری طولانی اجراهای شایسته اسکار را ارائه می دهد (همچنین به The Night Listener، The Hours، Little Miss Sunshine ao. ) و اجرای دانی والبرگ را نباید فراموش کرد، اگرچه او فقط 3 دقیقه از صفحه نمایش استفاده می کند. اولیویا ویلیامز ممکن است تنها نقش کمتری در بازیگران اصلی داشته باشد، اما او همچنان کارش را خوب انجام می دهد.
برای اولین بار میتوانیم چندین علامت تجاری شیامالان را ببینیم: او از رنگهای بسیار طبیعی (قهوهای، سفید، خاکستری، بژ، سبز) در فضای داخلی و لباس استفاده میکند. یکی دیگر از علائم تجاری او استفاده تکه تکه از رنگ قرمز غنی برای شکستن رنگ های کسل کننده در پس زمینه است. او از رنگ قرمز بیش از حد استفاده نمی کند بنابراین قدرت خود را حفظ می کند. ما همچنین میتوانیم استفاده عالی شیامالان از رنگها را در دهکده ببینیم (حتی بیشتر از حس ششم): قرمز نشان دهنده شر، بدبختی و ترس است در حالی که زرد نشان دهنده ضعف است. دهکده به نظر من سومین فیلم برتر M. Night است (شکست ناپذیر فیلمی است که به درخشش TSS نزدیکتر است). همچنین بازی باورنکردنی خوبی دارد، داستان قوی است، تنظیمات زیباست... قطعا ارزش دیدن را دارد (اگر امیدوارم آن را دیده باشید، اما اگر ندیده اید، می دانید چه کاری باید انجام دهید). در IMDb کمی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، اما اجازه ندهید که شما را گول بزند.
من متخصص کارگردانی نیستم، اما به نظرم فوق العاده است. درخشش در جزئیات نهفته است. استفاده عالی از آینهها و سایهها، نورپردازی، دیدگاههای عجیب و غریب دوربین،... تماشای آن برای یک علاقهمند به فیلم (مثل شما واقعاً) لذت بخش است. می توانید احساس کنید شیامالان هم نویسنده و هم کارگردان است. او دقیقاً میداند که با متریال چه کند و کدام دوربین برای کدام صحنه بهترین است.
چه چیزی حس ششم را به یک فیلم درخشان تبدیل میکند (چه چیزی آن را از سایر فیلمهای بزرگ متمایز میکند)؟ توضیح دادنش سخت است اما تماشای آن فیلمی جادویی است. مطمئنا یکی از فیلم های مورد علاقه شخصی من است.
10/10 برای این قطعه بی عیب و نقص !!
دانلود فیلم The Sixth Sense 1999 (حس ششم) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
نقد و بررسی: حس ششم، کارگردان: M. Night Shyamalam
بهعنوان فیلمی که بیتردید نظر جهانگردان فیلم را به خود جلب کرده است، اجتناب از هیاهو و تبلیغات پیرامونی دشوار بود. خوشبختانه اکثر افرادی که فیلم را دیده بودند با آنها صحبت کرده بودم، "پیچ و خم" را در پایان خراب نکردند، که اگرچه تا به حال در نقدها یک نکته دشوار است، اما قطعا به فاکتور "اوه، اکنون می بینم" اضافه می کند. .
داستان حول محور روانشناس کودک با بازی بروس ویلیس است. من مشخصاً می گویم، زیرا اگرچه تصویر او کاملاً واقعی است و گاهی اوقات تأثیرگذار است، به نظر می رسد همیشه یک «سخت بمیر» در گفتار او وجود دارد که به دیالوگ برخی از ویژگی های کمیک می بخشد. با این اوصاف، تلاش های کلی او برای آشکار ساختن روان آسیب پذیر و آشفته شخصیت خود به نتایج خوبی می رسد. او به عنوان یک روانشناس، در زندگی حرفهای خود دچار اتفاق خاصی میشود که آن را شکست شخصی خود میداند، و تصمیم میگیرد تا با اصلاح اشتباه و پاک کردن شکست خود از وجدان خود، خود را نجات دهد. این فرصت در قالب کول سیر با بازی هیلی جوئل اوسمنت به خوبی به او ارائه می شود. کول یک مشکل دارد، او افراد مرده را می بیند. در دنیای بیرون او را به عنوان یک کودک تنها، یک کودک مشکل دار می بینند و به طور فزاینده ای منزوی شده است. از این رو نیاز به روانشناس کودک است. وقتی با این دو بازیگر اصلی آشنا شدیم، به سفری اکتشافی میرویم، زیرا هر دوی این شخصیتها در فضای فیلم چیزهای زیادی درباره یکدیگر، خودشان و طبیعت انسان میآموزند.
این نکته خاصی است که فیلم سعی دارد به شدت به آن بپردازد - ارتباطات انسانی. که وقتی این خراب میشود، یک چرخه اجتنابناپذیر از تخریب بینفردی شکل میگیرد که گاهی غیرقابل برگشت است. این در چارچوب یک داستان ارواح فوق العاده روایت شده است. صداقت و صداقت محض که مفهوم ترس توسط همه شخصیت ها بیان می شود، نفس گیر است. تجربه کول از مردگان متحرک، ظاهر شدن از ناکجاآباد، ترس مالکوم از یک ازدواج رو به وخامت، و ترس مادر کول در رابطه با اضطراب وجودی خودش. همه اینها در پس زمینه روابط اغلب دشوار اما در نهایت گرم بین کول و مالکوم بازی می شود. در نهایت و برخلاف احتمال، هر شخصیت در مواجهه با ترسهای وجودی و فراطبیعی خود شجاعت و شجاعت خود را از خود نشان میدهد.
یک یا دو مشکل اساسی وجود دارد، اما در فیلم The Sixth Senseی که فضای کلی در آن وجود دارد. آفریده شده است که مرگ، ترس و در نهایت امید را در بر می گیرد، نمی توان از ناسازگاری ها چشم پوشی نکرد. کارگردانی عالی، بازیگری و محیط، مرا به این فکر میکند که M. Night Shyamalan واقعاً موفق شده است داستانی تکاندهنده درباره پیروزی روح انسان تعریف کند.
14 فوریه 2000 Harshad C. Keval
دانلود فیلم The Sixth Sense 1999 (حس ششم) دوبله فارسی بدون سانسور و با زیرنویس فارسی در فیلمازون.
... اما من مجبور شدم دوباره این یکی را نگاه کنم، بلافاصله بعد، زیرا باید برمی گشتم و سرنخ هایی را دنبال می کردم. صادقانه بگویم، و من "آه ها!" لحظه، اما من می دانستم که او بود... خوب، می دانید، او چه بود. چیزی که من متوجه نشدم این بود که چگونه ممکن است، یا چگونه تعامل با دیگرانی که دیدم... بنابراین مجبور شدم برگردم و دوباره فیلم را تماشا کنم، فقط برای اینکه مطمئن شوم هیچ خطایی در فیلم The Sixth Senseبرداری آن وجود ندارد. . مطمئناً، هیچ کدام را پیدا نکردم که بتوانم آن را خطا بنامم، و کاملاً از نحوه فیلمبرداری حس ششم شگفت زده شدم. من یک نویسنده هستم، و همچنین رمانها را برای فیلمنامهها اقتباس میکنم، و وقتی چیزی شبیه به این پیش میآید، آن چیزی که کاملا مرا میگیرد و میگوید: "این چیز خاصی است... این چیز معمولی نیست..." خوب، من تحت تاثیر قرار گرفته ام. من آرزو دارم چیزی بنویسم که واقعاً بتواند AH HA! کسی در این راه فیلم را به شدت توصیه میکنم
چقدر عالی بود. تفاوت ما